مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پایان نامه با فرمت word : منابع دانشگاهی برای مقاله و پایان نامه : تحلیل ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

اما شیوه اعمال نظارت مردم بر دولت، در حقوق اساسی جامعه ایران، در چند اصل مورد توجه بوده است؛ از جمله:
اصل بیست و چهارم، از طریق مطبوعات و رسانه‏های گروهی؛
اصل یکصد و هفتاد و پنجم، از طریق صدا و سیما؛
اصل بیست و ششم، از طریق تشکیل احزاب و انجمن‏های سیاسی؛
اصل بیست و هفتم، از طریق تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‏ها؛
البته این امور نافی شیوه‏های دیگریکه مشروع بوده ومخلّ نظم و امنیت اجتماعینباشد، نخواهد بود.
تأکید براجرای اصل هشتم قانون اساسی که در واقع، اجرای دو ضروری دین بوده و از لوازم و شرایط مسلمانی است، تأکید بر رعایت ارزش‏ها و هنجارهای دینی و جلوگیری از رواج و گسترش بدی‏ها و اشائه منکر و نیز تشویق و ترغیب بر انجام خوبی‏ها و احیای معروف‏هاست.[۱۱۲]
از ویژگی‏های مؤمنان وحکومت دینی، اقدام به این مهم است و اشخاص بی‏تفاوت به رعایت ارزش‏ها و هنجارهای اسلامی، اعم از عالمان و مسئولان فرهنگی و مربیان و کارگزاران سیاسی و اجتماعی، به شدت مورد نکوهش دین قرار گرفته‏اند.
بدون‏شک، بی‏تفاوتی و سکوت در برابر این فرایض و اصل قانون اساسی، از جانب مردم و یا رجال سیاسی و رهبران فکری ـ سیاسی، علمی و اجتماعی، انگیزه‏ها و دلایلی دارد. بنابراین، می‏توان در پی یافتن این انگیزه‏ها، شرایط و عوامل بود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

بیان این نکته ضروری است که عوامل بازدارنده از اجرای امر به معروف و نهی از منکر، گاه طبیعی، زمانی فرهنگی ـ اجتماعی، گاهی سیاسی و گاهی نیز مربوط به حالات شخصی و درونی افراد است.
به هر حال، عوامل متعددی ممکن است در این مورد سهیم و مؤثر باشند. اما به نظر می‏رسد عوامل ذیل از همه مهم‏تر است:
موانع روانی
الف. ناآگاهی: با وجود اینکه جامعه ما یک جامعه دینی است و معرفت اشخاص در مورد اجزا و آموزه‏های دینی باید همپا و هم‏وزن ادعای آنان باشد، اما متأسفانه بسیاری افراد تصوّر دقیق و درستی از این دو فریضه ندارند و چندان که باید نسبت به آن آگاهی ندارند و از کمّ و کیف مراحل، مراتب، شرایط و نتایج و شیوه‏های اجرای آن باخبر نیستند.
تحقیقات، کتاب‏ها و مقالاتی که در این زمینه نوشته شده، چندان در بین مردم راه نیافته و فقط میان اهل علم باقیمانده است. درواقع، بخش زیادی از مخاطبان این مطالب، که دولت‏مردان و مسئولان حوزه ‏های گوناگون مدیریتی هستند، از آنها بی‏خبر می‏باشند.
ب. ترس: افراد بسیاری از ترس سرزنش دیگران، از بین رفتن شغل و موقعیت، از دست دادن جان یا مال خود مایل به اجرای این فرایض نمی‏باشند. ترس، موجب حق‏پوشی و پنهان‏کاری می‏شود و گاه افراد را به وادی کمک به زشت‏کاران می‏کشاند.
ترسازفرارسیدن مرگ زودهنگام، از دست دادن موقعیت اجتماعییا شغلی ومانند آنوکم شدن روزی به عنوان عوامل مهم ترک فرایضمذکورآن‏قدرشدیدو فراگیر بوده، که دراحادیث نیز به آن اشاره شده است.
حضرت علیعلیه‏السلام فرمودند: اگر می‏ترسید با امر به معروف و نهی از منکر، گرفتار مرگ زودرس شوید، این چنین نیست؛ چون امر به معروف و نهی از منکر نه رزق را کم می‏کند، نه عمر انسان را.[۱۱۳]
ج. طمع: دنیامداری و تمایل به قدرت، ثروت و شهرت موجب می‏شود برخی چشم خود را بر زشتی‏ها ببندند و دم از گفتار صالح فرو گیرند و حتی خود نیز عامل به منکر و ناهی از معروف شوند.
تشویق‏ها و هدایایی که از عاملان منکر می‏رسد و یا آرزو و چشمداشت عده‏ای برای رسیدن به آن هدایا و نیز دست یافتن به مراکز قدرت، ثروت و لذت، عاملی مهم در چشم‏پوشی از انجام فرایض مذکور است. این مسئله مربوط به زمانی است که قدرت، ثروت و لذت در دست کسانی است که دغدغه معروف را نداشته و بلکه از انجام منکرات هیچ ابایی ندارند. در این موقع، شیفتگان به تثلیث فوق، ناگزیر بر منکرات چشم می‏پوشند و اگر لازم شد، خود نیز به آن اقدام می‏کنند.
د. وابستگی: روابط گسترده و مناسبات عدیده بشر در دنیای نوین موجب شده است که انسان‏ها به دلایل گوناگون و یا با اهداف مشترک، تحت عناوین گوناگون از قبیل سازمان، گروه، حزب، هیأت، اتحادیه و یا هر نام دیگری، سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی عقیدتی خود را به یکدیگر پیوند بزنند. درچنین حالتی، موفقیت و شکست در فعالیت اعضا به همگی برمی‏گردد؛ یعنی اینکه تعلق و وابستگی گروهی مبنای بسیاری از رفتارها در جامعه می‏شود. به عبارت دیگر، آنچه موجب یک عمل می‏شود، تصمیم جمعی بر مبنای منافع گروهی است در این حالت، رسیدن به موفقیت فوری‏تر و قوی‏تر از نوعوشکلعملخواهدبود.بهبیان دیگر،ارزش‏هایدینیدررتبهمؤخرازارزش‏های تعریف شده گروه قرار می‏گیرند.
ازسوی دیگر، درموارد بسیاری، منافع گروه ایجاب می‏کند که اعضا بر گناهان و رفتارهای غیر اخلاقی و غیردینی یکدیگر سرپوش گذارند؛ چراکه تضعیف یک فرد از گروه و یا افشای‏منکرات‏او موجب تضعیف سازمان و گروه شده و منافع جمع را با خطر مواجه می‏سازد.[۱۱۴]
موانع حکومتی
الف. نبودن ساز و کارهای مناسب: در باب امر و نهی واقعیت مطلب این است که این فرایض باید پس از دعوت به خیر صورت پذیرند. ابتدا باید مردم نسبت به معروف‏ها و منکرات آشنایی پیدا کنند و آنها را بشناسند، پس از آن نوبت به مرحله امر و نهی برسد.
این دعوت به خیر، هم سلامت جامعه را تضمین می‏کند و هم به رشد و تعالی آن یاری می‏رساند و هم به عنوان پیش‏گیری، مانع گسترش گناه می‏شود و نیاز به درمان را که وظیفه دوم است کم می‏کند.
در حکومت دینی ابتدا باید نهادهایی همچون وزارتخانه‏های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، آموزش عالی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه ‏های علمیه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، صدا و سیما و نهادهای مردم‏ساز همچون کانون‏های فرهنگی و … کار تبیین معروف‏ها و منکرات را انجام دهند؛ امری که به هر دلیلی از جمله مشغولیت‏های دوران دفاع مقدس، کوتاهی برخی مسئولان و نهادهای مرتبط، کمبود امکانات اقتصادی، کمبود نیروهای فکری، انبوه و گستردگی تهاجم فرهنگی، تاکنون به طور شایسته‏وکامل انجام نشده است.
ب. نبود قوانین لازم: اجرای دقیق اصل مذکور نیازمند تصویب قوانین جزایی، کیفری و حقوقی است. متأسفانه هنوز در جامعه ما خلأ قانونی یا ضعف و کمبود قانون در این زمینه وجود دارد.[۱۱۵]
منکرات همیشه به یک شکل و شیوه انجام نمی‏شوند. هرچند روح کلی حاکم بر تمامی آنها یکی است و آن هم نافرمانی از دستور خدا و گناه است. به همین دلیل، قوانین بازدارنده یا تنبیهی، مدام بایستی تدوین، تعمیر و تکمیل شوند؛ امری که تلاش گسترده و دقیقی را طلب می‏کند.
ج. عدم بودجه کافی: اجرای فرایض مذکور، به ویژه مقدّمات آن، از جمله دعوت به خیر که در خود اصل هشتم نیز به آن اشاره شده است، در برخی موارد نیازمند تخصیص بودجه مخصوص است که به طور مشخص بایستی انجام گیرد و تاکنون به نوعی مغفول مانده است. هرگونه فعالیت سازمان‏یافته، مداوم، علمی و گسترده مانند دیگر فعالیت‏ها، نیازمند بودجه و امکانات مالی و مادی و سخت‏افزاری است.
د. عدم احساس مسئولیت: احساس مسئولیت و دغدغه داشتن مسئولین و دولت‏مردان از عوامل مهم اجرا یا عدم اجرای اصل فوق‏الذکر است. به نظر می‏رسد، متأسفانه حداقل در بخشی از نیروها و مسئولان جامعه کمبودی از این ناحیه وجود دارد.
ه . کثرت کارها: دشواری و گستردگی مسائل اجتماع، به ویژه در دورانی که کشور ما از هر سو مورد هجمه بوده و تعامل با کشورهای دیگر و تدبیر امور زندگی مردم، آنچنان توان و فکر مسئولان را به خود مشغول می‏دارد که گاه این‏گونه امور مورد غفلت و فراموشی قرار می‏گیرند و یا اگر هم فراموش نشوند، فرصت و توانی برای انجام آنها باقی نمی‏ماند. البته این مانع دلیل قانع‏کننده‏ای برای عدم انجام فرایض مذکور نیست ولی به هر حال، حداقل در مورد بخشی از مسئولان صادق می‏باشد.
و. کثرت مسئولیت‏ها: متأسفانه بر اساس یک سنّت غلط، معمولاً مسئولان دولتی در کشور ما بیش از یک مسئولیت دارند. و این کثرت مسئولیت‏ها حتی در مورد صادق‏ترین، عالم‏ترین، تواناترین و بادغدغه‏ترین افراد نیز موجب پایین آمدن راندمان کار و نتیجه می‏گردد. به ویژه اینکه این افراد به دلیل کمبود وقت افراد دیگری را مأمور انجام کار می‏کنند و خود به یک نظارت‏نه‏چندان‏مؤثر اکتفا می‏ نمایند.[۱۱۶]
موانع علمی
الف. ابهام علمی در باب حق و تکلیف
عدم تبیین حق و تکلیف در زندگی افراد، مانعی برای انجام فرایض مذکور است. اینکه هر انسانی دارای تکالیفی است که از حقوق او ناشی می‏شود و لازمه برخورداری از حقوق، انجام تکالیف فردی و اجتماعی است، نیازمند تبیین و توضیح برای افراد و جوامع است.
هر انسانی دارای یک سری حقوق است که از سوی شرع اولاً، و از سوی قانون ثانیاٌ، برای او جعل گردیده و انسان‏های دیگر و نیز حکومت‏ها موظف به رعایت آنها هستند؛ از قبیل آزادی، امنیت، هدایت، ازدواج، سلامتی تحصیل علم، دوستی، احترام، تأمین معاش از راه مشروع، برخورداری از مواهب دنیایی و فرصت‏ها در جهت کمال و سعادت دنیایی و اخروی.
درمقابل هرحقی، تکلیفی نیز برای انسان وضع گردیده است؛ از قبیل احترام گذاشتن به حقوق دیگران، احترام به آزادی، امنیت، شغل، مالکیت و به طور کلی، تمامی حقوق شرعی و قانونی، احترام به پدر و مادر، احترام به رهبران دینی و اجتماعی، پاسداشت آموزه‏های دینی، رعایت حال ضعیفان، بی‏پناهان، فقرا، آسیب‏دیدگان و کوچک‏ترها، همسر، همسایه، تربیت فرزندان و امور دیگری که در آموزه‏های دینی به طور مفصّل بیان شده و در حقوق اساسی جامعه لحاظ گردیده است. در واقع، مردم هم تکلیف دارند و هم حقوق، و تکالیف آنان از حقوقشان سرچشمه می‏گیرد.
مسلّم است که برخورداری از حقوق مستلزم دو چیز است: اولاً، رعایت حقوق دیگران و ثانیاٌ، انجام درست تکالیف. اما همیشه هستند کسانی که یا از انجام تکالیف خود سر باز زده و یا حقوق دیگران را محترم نشمرده و به آن تعرّض می‏ نمایند.
علاوه بر این، حکومت‏ها نیز گاه وظایف واقعی خود را فراموش می‏کنند و یا در افعال خود مقصر هستند. در این هنگام، چگونه می‏توان حاکمان را نسبت به وظایفشان آشنا و آنان را وادار به انجام وظیفه نمود. البته، عکس آن هم ممکن است که عده‏ای تمامیّت‏خواه و دنیاطلب بدون ملاحظه زندگی دیگران بخواهند در مقابل حکومت دینی ایستاده و تمشیت امور را به نفع خود تغییر دهند یا تکمیل نمایند. در این حال، امر به معروف و نهی از منکر معنای واقعی خود را پیدا می‏کند.[۱۱۷]
ب: درسیاستهای کلی قضائی
هرچند بند۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی ،پیشگیری از جرم را در شمار وظایف اصلی قوه قضائیه قرار داده است وبلحاظ مقررات تقنینی ، نهادهای متعددی درجهت کنترل بزهکاری دردستگاه قضائی واجرایی شکل گرفته است که این نهادها عمدتاٌ با رویکرد تحقیقی ،قضائی واجرایی درصددعملیاتی کردن پیشگیری ازجرم وسامان دهی بندمزبور بوده اندکه به دلیل نبود مدیریت متمرکز واتخاذ روش های همسو وهمگرا،به نتیجهای نرسیدهاند تااینکه از سال ۱۳۸۰ به بعد با طرح اندیشه توسعه قضائی، درسطح کلان مدیریت دستگاه قضائی مطرح شد، بدینسان، دست اندرکاران عالی قوه قضائیه به صرافت افتادند تا بگونه ای این بند معطل مانده را اجرا نمایند، به همین منظور کمیسیون پیشگیری از وقوع جرم مرکز مطالعات توسعه قضائی ، از سال ۱۳۸۲ با حضور شماری ازمحققان، درزمینه چگونگی اجرای این بند وتدوین لایحه ای دراین خصوص ، تشکیل شده است، باوجود اختلاف نظر دراین که مدیریت پیشگیری از جرم،خواه به شکل کیفری وخواه بصورت غیرکیفری به قوه قضائیه واگذار شود ویا پیشگیری غیرکیفری به نهادهای دیگر واگذار گردد، قوه قضایه باتهیه لایحه پیشگیری از جرم، مبتنی بر شورای فراگیر وهمه جانبه ، باعضویت وزیران وروئسای نهادهاازجمله وزارت کشور، آموزش وپرورش، سازمان بهزیستی و وزارت تعاون ، کارورفاه اجتماعیکه نقش موثری درپیشگیری ازجرم دارند ریاست میکند تا از رهگذر این تدبیر، پیشگیری از جرم درایران به سوی ساختارمند شدن پیش رود زیرا نبود ساختار واحد واتخاذ سیاستهای ناهمگون درزمینه پیشگیری از جرم، سیاست جنایی ایران را با سرگردانی وچالش های متعددی روبرو کرده است هرچند عده ای معتقدند که وظیفه دستگاه قضایی، برخورد واکنشی دربرابرجرم ومربوط به مراحل پس از وقوع جرم بوده وموظف به اقدام های واکنشی درمقابل جرائم ارتکابی است ودادسرا یا دادگاه نمی تواند بااین توجیه که شخص یا اشخاصی درآینده مرتکب جرم خواهند شد متعرض آنها بشود، چون برخورد کنشی (قبل از وقوع جرم) با بزهکاری، در ذات دستگاه قضائی نیست، هرچند این نظریه قابل تامل است ولیکن با تصریح اقدام مناسب برای پیشگیری از جرم در بندپنجم اصل ۱۵۶ قانون اساسی، اقدام واکنشی در برابر جرم هیچ منافاتی باوظیفه کنشی دستگاه قضائی در برابر عمل مجرمانه ندارد ونافی مسئولیت قوه قضائیـه نمیباشد، درهمین راستا قوه قضائیه درسالهای اخیر تشکیلاتی ازجمله ستاد مردمی پیشگیری وحفاظت اجتماعی ومعاونت پیشگیری، در سطح استانهــا ایجادنموده است که می تواند اقدامات کنشی و غیرکیفری در برابر جرم داشته باشد. خلاصه اینکه قوه قضائیه در راستای عملیاتی نمودن اصل ۱۵۶ قانون اساسی وعدم کارایی مرجع متعدد پیشگیری،جهت تمرکزمدیریتی تشکیلات،اقدام به تدوین لایحه پیشگیری از وقوع جرم واجرایی نمودن ستاد مردمی پیشگیری وحفاظت اجتماعی برای حفظ، حراست و صیانت از جامعه نموده است.[۱۱۸]
ج: درلایحه حفاظت اجتماعی
تامدتها پیش ازاین، پیشگیری از جرم و صیانت را فقط وظیفه دولت میدانستند، دولت نماینده رسمی اجتماع بود پس موظف به اتخاذ تدابیری برای صیانت از کیان اجتماع در برابر تبهکاری و ناهنجاری بوده ، سپس این اندیشه قوت گرفت، این مهم بدون مشارکت وهمکـاری اجتمــاع تحقــق نمی یافت وبجای تکیه برقدرت دولت وحکومت، که در عمل ناکارآمدی خودرا نشان داده بود از بدنه جامعه در سیاست جنایی استفاده شد، به همین جهت، امروزه در واکنش به پدیده مجرمانه، از مشارکت جامعه سخن می رود.[۱۱۹]
البته این مشارکت بنحوی باید تحت نظر دولت انجام گیرد تا به حقوق فردی و خصوصی ونیز کرامت وشاْن انسانها کمترین خدشه ای وارد نکند ، مردمی کردن پیشگیری ازجرم، قطع نظر از صرفه جوئی در هزینه ها ، به سبب درگیر شدن نهادهای مردمی ومواجه آنها با مشکلات، از سویی موجب پایین آمدن سطح انتظارعمومی ازحکومت وازطرف دیگرموجب کاهش نگرانی آنها از جرم نیز خواهدشد زیرا بزهکاری وتبهکاری از عمده ترین دل مشغولی ها ونگرانی های مردم است.
حال با وجود اصل ۱۵۶ قانون اساسی ، پرسشی که به ذهن متبادر میشود این است که آیا پیشگیری از وقوع جرم، وظیفه مردم است یا وظیفه قوه قضائیه (دولت) در پاسخ باید گفت که اصل هشتم قانون اساسی دعوت به خیر وامر به معروف ونهی از منکر را وظیفه همگان می داند وپیشگیری از وقوع جرم نیز یکی از مصادیق نهی از منکر می باشد ودر تحلیل دو اصل مذکور باید گفت:
تفکیک میان دموکراسی مستقیم و غیر مستقیم در حاکمیت نهفته است که اولی را “حاکمیت مردمی ” و دومی را ” حاکمیت ملی” میگویند، از این رو برخی از شارحین قانون اساسی ، با توسل به اصل ۱۵۶ قانون اساسی، نظام حاکم بر ایران را تلفیقی از حاکمیت الهی، حاکمیت مردم وحاکمیت ملی می دانند.[۱۲۰]
آنچه در اصل هشتم قانون اساسی آمده وظیفه امر به معروف ونهی از منکر و پیشگیری از وقوع جرم را وظیفه همگانی دانسته که درچارچوب حاکمیت مردم و دموکراسی مستقیم قابل تفسیر است زیرا حاکمیت ، حق مردم است وهمین مردم چنانچه در ادامه اصل ۱۵۶ آمده است میتوانند حق حاکمیت وابزار این حق از جمله پیشگیری از وقوع جرم را از طرقی که اصول بعد می آید اعمال کنند که یکی از مصادیق اصول بعدی اصل ۱۵۶ قانون اساسی است، حاکمیت مردم وپیشگیری از وقوع جرم، مطابق بند۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی در سایه حاکمیت ملی قابل توجیه است وهیچگونه تعارضی با هم ندارند، از طرف دیگر، اصل هشتم عام واصل ۱۵۶ قانون اساسی خاص است وذکر آن پس از اصل هشتم به مثابه ذکر خاص بعداز عام می باشد وهیچ منافاتی با وظایف این دوگروه یعنی مردم بطورعام ودولت(قوه قضائیه ) بطور خاص ندارد. [۱۲۱]
بدینسان گامهای بلندی در جهت قانون مند شدن فریضه امر به معروف و نهی از منکر برداشته شد ودرماده ۲۷-۱۲۲ لایحه پیشنهادی قانون آئین دادرسی در امور کیفری نیز بدان اشاره شده وآمده است:
((دادستان میتواند با بهره گرفتن از نیروهای مردمی وبا هماهنگی ستاد امربه معروف ونهی از منکر و ائمه جمعه وجماعات ونیروهای مقاومت بسیج، ستاد پیشگیری وحفاظت اجتماعی را به منظور پیشگیری از وقوع جرم، ارشاد و آموزش نیروهای مردمی وتبادل اطلاعات و آگاهی مردم ومقامات قضائی را تشکیل دهد))این ماده از لایحه مذکور بیانگر نیاز جامعه اسلامی به احیای امر به معروف ونهی از منکر است ، اصولی که حیات اجتماع به آن بستگی دارد، جوانان متدین، از بی بندوباری و ارتکاب معاصی وجرائم در محلات خود رنج میبرند اما آنان از حمایت قانون ومسئولین برخوردار نبوده وبه سمت اجرای وظایف اجتماعی خود هدایت نمیشوند، آنها توانایی کنترل و حفاظت جامعه را دارند، لیکن بلحاظ فقد سازماندهی، از نیروهایشان بهره گرفته نمیشود، براین اساس در جهت انجام نظارت وحفاظت جامعه وبرای کاهش وقوع جرائم و اخذ اطلاعات صحیح از میان مردم واحیاء سنت حسنه امر به معروف ونهی از منکر وسازماندهی جوانان متدین در مساجد، محلات وشهرها وبرقراری ارتباط همه اقشار با تشکیلات قضائی ، ((ستاد مردمی پیشگیری وحفاظت اجتماعی دادگستری )) با اهداف ذیل تشکیل شده است:
احیاء سنت حسنه امر به معروف ونهی از منکر
پیشگیری از وقوع جرم
پاکسازی جامعه از عناصر مجرم

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده در مورد تأثیر زندان نسبت به تکرار ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ازجمله مسائلی که در بحث زندان قابل بررسی است بازداشت موقت است که برای تعیین تکلیف متهمان صورت میگیرد و پیش از آن است که حکم نهایی ازسوی حاکم شرع و مراجع قضایی صادر شود. بازداشت موقت برای روشن شدن وضع متهم، در اسلام مجاز است. «مواردی در روایات آمده است ازجمله: ۱- بازداشت شخص متهم به قتل، ۲- بازداشت کسی که قاتل را فراری داده تا پیدا شدن قاتل، ۳- بازداشت کسی که بیم فرار وی باشد مثل اسیر جنگی.»[۱۹]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بند ۳) مشروعیت زندان از نظر عقلی
این قاعده عقلی که باید امنیت، نظم و عدالت اجتماعی و نیز منافع و مصالح فردی و اجتماعی حفظ شود و از دستبرد خلافکاران مصون بماند بطوریکه احدی نتواند به خود اجازه تعرض به آنها را بدهد قاعدهای جهانشمول است. «این هم یک اصل پذیرفته شده است که باید خلافکاران را تنبیه و به مجازات رساند و نیکوکاران را تشویق نمود در غیر این صورت حفظ ارزشهای انسانی ممکن نخواهد بود. از این لحاظ عقل حکم میکند که بدکاران کیفر شوند و به مجازات اعمال نادرست و ناشایست خویش برسند، هر جرمی باید مجازات متناسب با خود را داشته باشد. شدت و ضعف و کم و کیف مجازاتها باید با جرایم ارتکابی متناسب باشد. لذا اگر جرایم ارتکابی از نوعی باشد که با مجازات زندان میتوان هم مجرم را اصلاح و تربیت کرد و از ارتکاب مجدد جرم ازسوی او جلوگیری نمود و هم دیگران را از ارتکاب جرایم منصرف کرد و مایه عبرت آنان شد، باید مجرم را به زندان انداخت.»[۲۰]
به عبارت دیگر عقل سلیم حکم میکند برای رهایی جامعه از شر بدکاران و فاسدان و برقراری آرامش و عدالت در میان امت اسلامی، با مجرمان به گونهای رفتار شود که علاوه بر اینکه به سزای اعمال خود میرسند از طریق اعمال مجازات متنبه شده و جامعه نیز برای مدتی از گزند آنان در امان باشد و بیشک در این میان یکی از مجازاتهای کاربردی همان مجازات زندان میباشد که درخصوص بسیاری از جرایم قابل اعمال است و در کتاب و سنت نیز بدان توصیه شده است.
بند ۴) مشروعیت زندان از نظر اجماع
همانطور که میدانیم اجماع، اتفاقنظر علمای مسلمین دریک مسئله است و اگر عموم مسلمین در یک مسأله وحدتنظر داشته باشند دلیل بر این است که این نظر را از ناحیه شارع اسلام تلقی کردهاند و علمای شیعه آن را حجت میدانند. در مورد اثبات مشروعیت زندان بوسیله اجماع، بین فقهای شیعه و در کتب آنان اظهارنظر خاصی دیده نمیشود لیکن عنوان شده که تقریبا تمامی آنان در مواردی به کیفر زندان فتوا دادهاند فلذا شاید بتوان ادعا کرد که در مشروعیت زندان ازنظر فقها اختلافی وجود ندارد چرا که اگر زندان در نظر آنان مشروعیت نداشت هرگز بدان فتوا نمیدادند.
«بطور کلی در قوانین کیفری اسلام، ضمن اینکه برای جلوگیری از خلافکاریها و حمایت جامعه در مقابل شرارت افراد شرور از راه های دیگری استفاده شده است، به حکم ضرورت عقوبت زندان نیز به عنوان کیفر ثانوی و بطور فیالجمله پذیرفته شده است[۲۱].»
مبحث سوم: تاریخچه پیدایش زندان
پس از آشنایی اجمالی با مجازات سالب آزادی، مطالعه روند شکلگیری زندان و تحول آن در ایران و نیز سایر کشورها امری ضروری بنظر میرسد چرا که اینگونه میتوان اهمیت و شناخت بستر این نوع مجازات را دریافت.
«نوع و مفهومی که در هر زمان برای حبس درنظر گرفته شده باتوجه به اوضاع و احوال، فرهنگ، مذهب، نوع حکومت و شخص حاکم متغیر بوده است، روزگاری از سیاهچالهای ترسناک و نمناک با حداقل امکانات حیات به نام زندان نام برده شده است، روزی دیگر با تجهیز حداقل ظاهری همین بناها و اصلاح آنان سعی در انسانیتر کردن این مجازات جهت رسیدن به اهداف موردنظر داشتند ضمن اینکه نقش ادیان و مذاهب مختلف نیز در اعمال و اجرای مجازات حبس بیتأثیر نبوده است. بنابراین کیفر سالب آزادی سابقهای طولانی به اندازه حیات بشر دارد و تاریخچه آن بسیار دردناک و غمانگیز است چه بدترین جنایتکاران و بهترین انسانها هردو به زندان افتادهاند و درنتیجه این نوع مجازات در زمان های مختلف از دیدگاه های متفاوتی برخوردار بوده است[۲۲].»
البته درخصوص سابقه پیدایش مجازات زندان بین صاحبنظران و مؤلفان حقوقی اختلاف است بنحوی که به عقیده برخی این مجازات سابقه چندانی ندارد و به نوعی مجازاتی نوپا و جدیدالتأسیس محسوب میشود و به عقیده برخی دیگر، این کیفر سابقهای طولانی به اندازه حیات بشر دارد و این دوگانگی در کتب مختلف دیده میشود. وانگهی آنچه مهم بنظر میرسد این است که سیر تحول زندان و تغییرات بوجود آمده در آن به چه صورت بوده است. به عبارت دیگر از آنجا که درحال حاضر درصدد آشنایی اجمالی با تاریخچه زندان هستیم مهم اینست که سیر تکاملی زندان و چگونگی تبدیل آن به سیستمهای کنونی را دریابیم و اینکه لحظه تولد این مجازات به چه قرن و دورهای تعلق دارد مورد بحث این پایان نامه نمیباشد.
در ادامه به اختصار به بیان روند وجودی زندان در دوره های قبل از اسلام، زندان در ایران باستان، پس از ظهور اسلام، با تصویب قانون مجازات عمومی و طبق قانون مجازات اسلامی میپردازیم و سعی در بیان روند شکلگیری تاریخی این مجازات در ازمنه مختلف داریم:
بند ۱) حبس قبل از اسلام
«گفته میشود که زندان عمری به درازای عمر بشر دارد و در کتابهای معتبر تاریخی، قانوننامههای مصر باستان، یونان باستان، رم باستان، تمدنهای باستانی بینالنهرین با قانوننامههایی چون اشنونا و قانوننامه هامورابی و سرانجام در قانوننامهها ایران، هند و چین باستان، کم و بیش از زندان، بند، حبس یا مکانهایی شبیه به آن سخن به میان آمده است. درکتابهای مقدس آسمانی نیز چون کتاب مقدس عهد عتیق(تورات)، کتاب مقدس عهد جدید (انجیل) و قرآن کریم نیز از زندان و حبس سخن به میان آمده است و حتی به بزرگان یا افرادی چون یوسف صدیق که مدتها در بند بوده اشاره شده است[۲۳].» اما بکارگیری زندان به عنوان کیفر و با رویکرد کیفری از اواسط قرون وسطی چه در میان جوامع مسلمان و چه در میان جوامع مسیحی آغازشد. «در سدههای هفدهم و هجدهم کوششهای نظریهپردازان در غرب در جهت حذف مجازاتهای خشن و بیرحمانه موجب پذیرش زندان به منزله مجازات اصلی و فراگیر برای بیشتر جرمها شد و از آنجا به سایر کشورها ازجمله ایران راه یافت[۲۴].» بنابراین مطابق نوشته های موجود، اگرچه زندان از گذشته‏های دور وجود داشته، از قرن ۱۹ به بعد اصلی‏ترین شکل مجازات شده است. «این تحول شکل در مجازات تا حدود زیادی ناشی از تغییر در اولویت‏های اهداف مجازات یا تکمیل این اهداف است. در نظام کیفری قدیم تنها هدف مجازات ایجاد رعب و وحشت بود، به همین دلیل مجازات‏ها بیشتر به صورت زجر دادن در منظر عموم بود. در مراحل بعد، موقعیت ارتکاب جرم و شخصیت مجرم نیز اهمیت یافت، از این زاویه هدف و کارکرد مجازات آن است که نه تنها در بزهکار شوق زندگی را برانگیزاند، بلکه به او توان زندگی کردن دهد[۲۵].»
«در زمان های گذشته مجازاتها با قساوت اجرا میشد و مجازاتهایی نظیر سوزاندن، زنده به گور کردن، طعمه حیوانات کردن، کور کردن و انواع شکنجههای بدنی رواج داشته است. زندان محلی بوده که متهم را در آنجا نگهداری میکردند تا در روز محاکمه در دادگاه حاضر نمایند. بطور معمول زندانها در زیر قصرها یا در قلاع بنا میشد و مکانی تاریک، کثیف و ناسالم بود. زندانیان وضع رقتباری داشته و اکثر محکومین در زندان جان میسپردند. روحانیون مذهب مسیح، اول کسانی بودند که با ابراز تنفر از خونریزی، خواستار تعدیل مجازات شده و مجازات حبس را به جای کیفر اعدام توصیه کردند و برای اصلاح و تربیت زندانیان اقدام نموده و از زندانها بازدید بعمل آوردند[۲۶].»
بنابراین میتوان گفت زندان نیز مانند بسیاری از کیفرها بر اثر اندیشه و عملکرد انسان خلق شده است و در زمان های مختلف نقشهای متفاوتی را ایفا نموده، زمانی برای نگهداری متهمین و مظنونین به ارتکاب جرم و زمانی دیگر برای مجازات مجرمین و غیره. «نقش فعلی زندان زمانی نمود بیشتری یافت که زندان بعنوان جانشین کیفرهای سخت بدنی مطرح شد. پس از زمانی که این کیفر دچار تحولات متعددی شد نقدهای مختلف درباره آن ابراز شد و عوارض آن بارزتر گشت، کیفری که از آن بعنوان یک مجازات ایدهآل نام برده میشد خود مورد انتقاد شدید اندیشمندان قرار گرفت کسانی که برای این کیفر آثار زیانباری قائل بودند و راه های مختلفی برای اصلاح و یا حذف آن ارائه میدادند[۲۷].»
بند ۲) زندان در ایران باستان
مطابق آنچه از کتب و منابع موجود برمیآید «در قوانین دوره هخامنشیان، به پیروی از قانون حمورابی، زندان جایگاهی در میان کیفرها نداشت… مجازاتهای عصر ساسانی نیز اعدام، قطع عضو، نقص عضو، شلاق، تبعید و بویژه جزای نقدی است … بدین ترتیب باید معتقد بود که زندان در دوران پیش از اسلام بعنوان مجازات محکومان مرسوم نبوده است و «قلعه فراموشی» که برخی از آن به «باستیل» تعبیر کردهاند در عصر ساسانیان اغلب اختصاص به بزرگان و شاهزادگانی داشته که متهم به جرم خیانت شده ولی شاه از اعدام آنان صرفنظر میکرده است. برخی دیگر نیز بر این باورند که گویا زندان برای نخستین بار در زمان خسروپرویز در ایران به طور گسترده رایج شد. در ایران پس از اسلام، همانند سایر کشورهای اسلامی، با مرسوم شدن روش رسیدگی تفتیشی، زندان در کنار مجازاتهای بدنی و اقسام شکنجه و ایذاء و آزار محکومان، ابزار اعمال قدرت حکومتهای وقت شد[۲۸].
بند ۳) حبس پس از ظهور اسلام[۲۹]
زندان در روزگار پیامبر و ابوبکر به معنی مانع شدن و بازداشتن افراد مجرم از انجام امور دلخواه و نیز آزادی رفت و آمد و ارتباط با سایرین بود. همین که کشورگشاییهای اسلامی در روزگار عمربن خطاب آغاز شد و سازمان اداری به دست عمر گسترش یافت او به اندیشه برپایی زندانها افتاد. از این رو در مکه زندانی برای نگهداری افراد ساخت. البته نقل شده است که این مکان به معنی آشکار و روشن زندان نبوده است بلکه به جای خانه یا مسجد، مکانی برای نگهداری مجرمین بشمار می رفته و شاید نخستین کسی که زندان به معنای امروزی آن را ساخت علیبن ابیطالب(ع) بود که به پافشاری و تأکید بر دادرسی و دادگری زبانزد بوده است. امام علی (ع) برای زندانها نظامی ساده پایه گذاشت و به مسایل معیشتی زندانیان توجه داشت. بدین صورت که اگر زندانی چیزی داشت از او گرفته میشد و پول حاصل از فروش آن به خودش پرداخت میگردید تا خوراک و پوشاک تابستانی و زمستانی و خوراک ذخیرههایش تأمین شود.
برخی از خلفای عصر اسلام برخوردهای شدیدی با زندانیان داشتهاند بعنوان مثال زندانیان را با زنجیرها و دستبندها و پابندهایی که سختی و نوع آن فرق داشت به بند میکشیدند. البته گفته شده که عمربن عبدالعزیز، خلیفه اموی به کارگزاران خود دستور میداد تا با مسلمانان مدارا کنند و به هنگام نماز گذاردن بندها را از دست و پایشان بردارند تا بتوانند ایستاده نماز گزارند، بجز قاتلان که بندها از دست و پایشان باز نمیشد. این خلیفه باتأثیرپذیری از امام علی(ع) هر کس از زندانیان را که میخواست در نماز جمعه شرکت کند آزاد میگذاشت و پس از پایان نماز به زندان برگردانده میشد. به زندانیان بیمار و از کار افتاده و ناتوان مراقبتهای درمانی میشد و به دادن دارو و فراهم ساختن خوراکهای آنان میپرداختند. به خانواده ها و دوستان زندانی اجازه ملاقات داده میشد ولی با فاصلههایی دور و بیشتر در روزهای جشن و عیدها. همچنین به زندانیان اجازه خواندن و نوشتن میدادند.
با همه اینها اغلب زندانیان در زندانهایی تاریک و نمناک بسر میبردند که بویی بد و ناخوشایند از آنها برمیخاست و داد و فریاد و زاریهای زندانیان ازگرسنگی، برهنگی، کثرت جمعیت زندان و تاریکی زیاد و فراوانی حشرات به آسمان بلند بود. زندانیان در سلولهای خود با شکنجههای گوناگون روبرو میشدند و این برخلاف فرمایش پیامبر بزرگوار اسلام(ص) بود که میفرمودند: «مردم را شکنجه و آزار مدهید، زیرا کسانی که در این جهان مردم را شکنجه میکنند و آزار میدهند در روز رستاخیز خدواند آنان را شکنجه و عذاب خواهد داد.»
زندانها تحت کنترل و نظارت دادرسان قرار داشت، قضات جدید تحت آموزش قرار میگرفتند و مطابق آموزشهای آمده در کتابهای درسی برای دادرسان (آدابالقاضی) خوب بودن زندانیان یکی از مهمترین وظیفه های قاضی تازه گمارده شده به حساب میآمد و تأکید میشد که این وظیفه بایستی به دقت انجام گیرد. هر زندانی میبایست نزد قاضی تازه که ملزم بود دلیلهای زندان کردن او را تأیید کند، آورده شود. اگر شاکی شکایتی ثبت نکرده بود از قاضی میخواستند تا زندانی را آزاد کند و در هیچ شرایطی کسی را نباید به اشتباه در زندان نگاه داشت.
برخی حکام زندانیان را از ورود به اجتماعات، جشنها، حجگزاری و مراسم خاکسپاری ممنوع میکردند با این استدلال که لزوم ماندن زندانی در داخل زندان او را به اندازه کافی ناامید خواهد کرد تا سرانجام بدهیهایش را بپردازد. پس، زندانی را باید در جایی ناراحت نگاه داشت بدون آنکه امکانات و همراه و همنشینی داشته باشد.
بنابراین باتوجه به موارد گفته شده مشخص میشود زندان، شکل عمومی پذیرفته شده کیفر در نظامهای حقوقی معاصر، در حقوق اسلام نیز وجود داشته است. با این همه فقیهان مسلمان تنها رویکرد محدودی به این موضوع نشان دادهاند و رویکردشان را بر بازداشت پیش از دادرسی و اداری (توقیف احتیاطی)، بویژه زندان برای بدهکاری تمرکز میدادند.
درواقع در زمان اسلام سه نوع بازداشت برای افراد پیشبینی شده بوده که عبارتند از «بازداشت اجرایی یا اداری»، «بازداشت پیش از دادرسی یا توقیف احتیاطی» و «بازداشت تنبیهی».
منظور از بازداشت اجرایی یا اداری، استفاده از زندان بعنوان ابزار اجبار بوده است، در ابتدا این بازداشت برای اجبار بدهکار نافرمان به پرداخت بدهی خود بوده و بعدها بعنوان ابزار زیر نظر گرفتن دو سوی پرونده که نظم دادگاه را برهم میزدند نیز بکار میرفته است.
بازداشت پیش از دادرسی یا توقیف احتیاطی یعنی بازداشت شخص در بازداشتگاه تا هنگام آغاز محاکمه. این شکل بازداشت درواقع مشابه قرار بازداشت موقت امروزی است که در قوانین کیفری ایران نیز پیشبینی شده است بدین ترتیب که بسته به نوع جرم و اهمیت آن و نیز شخصیت مجرم، وی را تا فرا رسیدن زمان محاکمهاش (که البته مدت زمان بسیار کوتاهی بوده است) در محلی حبس میکردند و شخصی را که معمولا شاکی پرونده بوده بعنوان مأمور محافظت از وی منصوب مینمودند.
بازداشت تنبیهی، یعنی زندان در پی محکومیت به این نحو که در صورت ارتکاب برخی جرایم که برای آنها مجازات حبس درنظر گرفته شده بود پس از پایان محاکمه، مجرم را برای مدت معینی به زندان میانداختند. بازداشت تنبیهی نقش ویژهای درحقوق امروز بازی میکند زیرا پس از جزای نقدی، رایجترین کیفر برای بزه کیفری است. هدف از بازداشت، جداسازی بزهکار از اجتماع و محافظت جامعه از شر اوست. از این سه گونه بازداشت، دو گونه نخست شکلهای نگهداری و مراقبت است و تنها سومین گونه است که کیفر راستین به معنای امروز است. هر سه گونه بازداشت، هرچند با تفاوتهایی مهم، در حقوق اسلام یافت میشود.
فقیهان به بازداشت تنبیهی با نام تعزیر به عنوان معیاری تکمیلی که هماهنگ با حدود باید اجرا شود اشاره میکنند. درکتابهای فقهی از «زندان دزد» (سجن اللصوص) نام برده شده که دلیل بر این امر است که بازداشت تنبیهی وجود داشت.
شایان ذکر است که در کتب و مستندات تاریخی گاهی به محبوس کردن افرادی برمیخوریم که بنا به دلایلی به مخالفت با نظام و خلیفه حاکم برخاسته و به همین دلیل برای مدتهای نامعینی در حبس بسر میبردهاند که گاه این مدت تا زمان روی کار آمدن خلیفه جدید طول میکشیده است. بنابراین میتوان درکنار موارد یاد شده از «بازداشت سیاسی» نیز نام برد که در آن زمان رواج داشته است.
بند ۴) حبس در قانون مجازات عمومی
پس از مشروطه و در زمان حکومت قانون مجازات عمومی، حقوق کیفری ایران به اعتبار تحول قانونگذاری به دو بخش زیر تقسیم میشود: اول از ۱۳۰۴ یعنی سال تصویب قانون مجازات عمومی تا ۱۳۵۲ ، دوم از ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۱ و تصویب قانون مجازات اسلامی.
در سال ۱۳۰۴ یعنی سال تهیه و تصویب قانون مجازات عمومی که برخی آن را «سال تولد زندان در ایران[۳۰] » به شمار آوردهاند، در قانون مجازات عمومی چهار نوع مجازات زندان درنظر گرفته شده بود: حبس ابد با اعمال شاقه، حبس موقت با اعمال شاقه (۳ تا ۱۵ سال)، حبس مجرد (۲ تا ۱۰ سال) و حبس تادیبی و تکدیری برای جرمهای جنحهای و خلاف (از ۱۱ روز تا ۳ سال).
«شایان ذکر است که قانون مزبور از قانون مجازات ۱۸۷۱ فرانسه گرفته شده و مجازاتهای مزبور با الگوپذیری از این قانون به نظام حقوقی ایران راه یافته بود. حبس با اعمال شاقه در فرانسه ابتدا با بکارگیری محکومان در کشتیها و پس از آن با به کار گماردن در معدنها و انجام کارهای سخت و مشقتآور اجرا میشد. اجرای این قسم از مجازات زندان در ایران نیز به همین ترتیب بوده است. معمولا محکومان در معدنها و کارهایی از این قبیل به کار گرفته میشدند. برپایه موازین و معیارهای حقوقی، محکوم به حبس مجرد میبایست همه مدت محکومیت خود را دریک سلول کوچک و به شکل انفرادی سپری میکرد ولی در عمل به علت فراوانی محکومان و کمبود جا در بیشتر موارد محکومان در بندهای عمومی نگهداری میشدند[۳۱].»
در بخش دوم و پس از تصویب قانون مجازات عمومی اصلاحی ۱۳۵۲ این وضع به کلی دگرگون شد و بجای مجازاتهای زندان سخت قبلی چهار نوع زندان دیگر پیشبینی شد: حبس دائم، حبس جنایی درجه یک (۳ تا ۱۵ سال)، حبس جنایی درجه دو (۲ تا ۱۰ سال) و حبس جنحهای (از ۶۱ روز تا ۳ سال). در این بخش، محکومیت به زندان فقط با سلب آزادی از محکوم و سپری ساختن مدت محکومیت درون زندان اجرا میشد.
باتوجه به آثار سوء زندانهای کوتاهمدت از همان ابتدا قانونگذار زندان کمتر از دو ماه را قابل تبدیل به جزای نقدی اعلام کرده و درعمل کسی به کمتر از دوماه زندان محکوم نمیشد.
بند ۵) حبس در قانون مجازات اسلامی
پس از انقلاب اسلامی قانونگذار در سال ۱۳۶۱ با تصویب قانون راجع به مجازات اسلامی طی مواد ۷ تا ۱۱ تقسیمبندی جدیدی را ارائه کرد و زندان را یکی از مجازاتهای تعزیری درنظر گرفت که موجب اختلاف نظر جدی درباره مجازات زندان در حقوق جزای ایران گردید بدین شرح که مجلس شورای اسلامی زندان را مهمترین و اصلیترین مجازات تعزیری میدانست و برای بسیاری از جرایم مجازات حبس پیشبینی شده بود درحالیکه از نظر شورای نگهبان شلاق به منزله مجازات تعزیری به رسمیت شناخته میشد. این اختلاف تا آنجا ادامه یافت که تصویب قانون تعزیرات در مجلس شورای اسلامی تا سال ۱۳۶۲ طول کشید و النهایه نیز شورای نگهبان قانون تعزیرات را به این دلیل که برای برخی از جرمها مجازات زندان درنظر گرفته شده بود مورد تایید قرار نداد و این قانون با گذشت مدت اعلام نظر شورای نگهبان اعتبار قانونی یافت. این ابراز مخالفت شورای نگهبان با مجازات زندان نمود دیگری در قانونگذاری کیفری ایران داشته است. به این صورت که درجهت تأمین نظر شورای نگهبان مجلس شورای اسلامی از تعیین مجازات زندان برای برخی از جرمها خودداری کرده و در این راستا در متون قانونی به بیان این عبارت بسنده کرده است که فلان عمل «جرم محسوب و باتوجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و تأدیب وعظ و تهدید و درجات تعزیر، تعزیر میشود.»
در مرحله بعدی با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۷۰ قالبهای چهارگانه مجازاتهای پیشین حفظ شد و مجازات دیگری به منزله مجازاتهای بازدارنده به آنها افزوده شد ولی این قانون به شکل ناتمام تصویب شد. علت اصلی نیز همان وضع مجازات زندان برای جرمهای تعزیری و بازدارنده بود. در سال ۱۳۷۵ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی با عنوان تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده به تصویب رسید. در این مرحله قانونگذار (مجلس شورای اسلامی) تا اندازه بسیاری از وضع مجازات شلاق برای بسیاری از جرمها چشمپوشی کرد و به جای آن مجازات زندان را درنظر گرفت و شورای نگهبان نیز با آن مخالفت نکرد. «به این ترتیب مجازات زندان به منزله مهمترین مجازات تعزیری در نظام حقوقی ایران جلوهگر شد. این دگرگونی را میتوان احیای دوباره زندان در نظام حقوقی ایران به حساب آورد[۳۲].»
حبس در قانون مجازات اسلامی گاهی بصورت حد است و گاهی بصورت تعزیر[۳۳] و مجازات بازدارنده. زمانی نیز در قالب قرار تأمین بصورت بازداشت موقت ظاهر میشود به منظور دسترسی به متهمی که هنوز وضعیت قضایی وی مشخص نشده است. با تدقیق در قانون مجازات اسلامی مشخص میشود که اهداف حبس از منظر این قانون عبارتند از:۱- بازدارندگی ۲- اصلاح ۳- تربیت و ۴- بازپروری.
کتاب پنجم قانون مجازات به مجازاتهای تعزیری و بازدارنده اختصاص دارد که در بیست و نه فصل احکام جرایم مختلف را بیان نموده و اصلیترین مجازاتی که درمورد اکثر آنها در نظر گرفته شده مجازات زندان میباشد خواه به تنهایی، خواه همراه با جزای نقدی و خواه به همراه شلاق و تنها در پارهای از موارد است که مقنن به تعیین مجازات جزای نقدی یا شلاق صرف اکتفا نموده است مانند ماده ۸۲۹ قانون مجازات اسلامی که در باب تعدیات کارمندان دولتی است.
مطابق یک بررسی آماری «در قوانین کیفری ایران حدود ۱۴۰۰ عنوان مجرمانه وجود دارد و برای ۴۰۰ مورد آنها مجازات سالب آزادی مقرر شده است[۳۴].» لکن مطابق منبع دیگری «در قوانین ایران، برای بیش از ۷۰۰ عنوان مجرمانه مجازات حبس پیشبینی شده است. ۶/۱۵ % این حبسها، حبسهای ۳ تا ۶ ماه و ۳۰% آنها حبسهای بیش از ۶ ماه و تا ۲ سال هستند. البته تدوینکنندگان لایحه مجازاتهای اجتماعی بر این باورند که با تصویب و اجرای این لایحه، ۶/۴۵% از مجازاتهای قانونی حبس کاسته میشود[۳۵].»
مبحث چهارم: سیستمهای متداول اجرای مجازات زندان
پس از معرفی اختصاری مجازات زندان، بررسی انواع و طرق مختلف اجرای آن خالی از لطف نمیباشد. چه در داخل و چه در خارج ایران سیستمهای مختلفی در خصوص اجرای مجازات زندان وجود دارد که در ذیل باختصار به آن اشاره میکنیم:
بند ۱) سیستمهای خارجی اجرای مجازات
مجازات زندان در جهان به چهار روش اجرا میشود:
۱-۱- رژیم عمومی یا دستهجمعی: قدیمیترین و سادهترین روش، حبس دستهجمعی است. براساس آن زندانیان بطور دستهجمعی در زندان نگهداری میشوند. به این صورت که روزها با هم کار میکنند و شبها در خوابگاههای عمومی استراحت میکنند و آزادانه با یکدیگر معاشرت و مصاحبت دارند وصرفا تفکیک سادهای ازنظر جنسیت و صغار و کبار بین زندانیان وجود دارد.

نظر دهید »
دانلود پژوهش های پیشین درباره پایان نامه تدلیس ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

Fraud: به معنای فریب، تقلب، حیله‌گری، گول زدن، مغبون ساختن و در معنای حقوقی اغفال عمدی شخص بدین‌منظور که وی حق قانونی خود را نسبت به ملک یا دارایی‌اش از دست بدهد و در فرهنگ اصطلاحات حقوقی به تقلب، کلاهبرداری، غبن و تدلیس ترجمه شده است (امین،‌۱۳۸۸، ص۵۷).
Deceive: به‌معنای فریفتن، گول زدن، نیرنگ به کار بردن، وادار ساختن شخص به باور چیزی که حقیقت ندارد، در اصطلاح حقوقی نیز این کلمه به تقلب کردن، اغفال کردن و تدلیس ترجمه شده است (همان).
Misrepresent: به معنای بد نمایش دادن، غلط جلوه دادن و بد انجام وظیفه کردن (به عنوان نماینده) می‌باشد و در فرهنگ اصطلاحات حقوقی به‌معنای تدلیس، قلب واقعیت و القای شبهه آمده است (همان).
عدهای معتقدند: «فعل عربی دلس از کلمه لاتین Douls آمده است این کلمه گرچه در اوایل پیدایش اسلام از طریق مراودت تجاری وارد زبان عربی شده ولی در مر احل اولیه حقوق اسلامی به عنوان اصطلاح حقوقی به کار نمیرفت (بامری، ۱۳۸۲، به نقل از J.shacht, 1964, p7).
۱-۲-۲- معنای اصطلاحی تدلیس
دست یازیدن به اعمالی که موجب فریب طرف معامله و در نتیجه ضرر مالی او باشد را «تدلیس» می‌گویند (امین، ۱۳۸۸، ص۵۷).
تدلیس به معنای فریب دادن با پنهان کردن واقع، است و معنای اصطلاحی آن از معنای لغوی‌اش دور نیفتاده است. «پس هرگاه فروشنده مالی، برای فریفتن خریدار، وصفی موهوم را به کالای خود نسبت دهد یا عیبی را که در آن است بپوشاند، گویند در معامله تدلیس کرده است» (همان).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

معنای اصطلاحی تدلیس در متون فقهی و حقوقی نزدیک به معنای لغوی آن، ولی از جهتی گسترده تر از آن است. در این متون ، تدلیس آن است که یکی از دو طرف عقد کارهای فریبنده و نیرنگ آمیز انجام دهد، یا این کارها با آگاهی او صورت گیرد، و به سبب آن کارها، کالای مورد معامله یا شخص طرف عقد، فاقد عیب یا نقصِ موجود یا واجد کمالِ غیرموجود نمایانده شود و با اغوای طرف دیگر عقد، وی به انعقاد آن برانگیخته شود (شهید ثانی، ۱۴۰۳، ج ۳، ص ۵۰۰، ج ۵، ص ۳۹۶؛ نجفی، ج ۱۰، ص ۸۴۵؛ مامقانی، ص ۳۷۰؛ ابن قُدامه، ج ۴، ص ۸۰؛ زحیلی ، ج ۴، ص ۲۱۸).
بر این اساس، تدلیس علاوه بر پوشاندن عیب، اظهار کمالِ غیرموجود را نیز دربر می گیرد (حسینی عاملی، ج ۱۰، ص ۱۱۰۷؛ شهید ثانی، ۱۴۰۳، ج ۳، ص ۵۰۰)، هرچند برخی منابع آن را به همان معنای لغوی می دانند (زحیلی، ج ۴، ص۲۲۰).
همچنین به موجب مادّه ۴۳۸ قانون مدنی ایران، تدلیس عملیاتی است که موجب فریب طرف معامله شود.
در برخی منابع فقهیِ اهل سنّت و شماری از قوانین برخی کشورها، در این زمینه اصطلاحاتی دیگر مانند تلبیس، تغریر و خِداع به کار رفته است (صابونی، ج ۱، ص ۲۳۰؛ زحیلی، ج ۴، ص ۲۱۸)، ولی در فقه شیعه و برخی مذاهب عامه، بویژه فقه حنبلی، اصطلاح تدلیس متداول‌تر است (ابن قدامه ، ج ۴، ص ۲۳۷؛ زحیلی، ج ۴، ص ۵۲۲، ۵۲۹).
«بدین ترتیب در هر تدلیس نوعی تقلب و ریا وجود دارد و نیرنگ‌باز بی اعتنا به شرافت شغلی و درستکاری متعارف، از اعتماد طرف معامله برای گول زدن او استفاده می‌کند. به همین جهت تدلیس در قرارداد با کلاهبرداری قرابت دارد» (امین، ۱۳۸۸، ص۵۸).
در فقه امامیه فقها، تعریف‌های مختصری از تدلیس ارائه داده‌اند و فقط به ذکر مصادیقی از آن پرداخته‌اند این فقها تدلیس را بیشتر در ضمن عقود معین به ویژه عقد بیع و عقد نکاح مطرح کرده‌اند. از بین فقهای امامیه فقط بعضی ازآنها تدلیس را به عنوان یکی از خیارات شمرده‌اند به عنوان مثال شهید ثانی یکی از کسانی است که تدلیس را به عنوان یکی از خیارات مستقل می‌شناسد و آن را در ردیف خیارات چهارگانه می‌آورد و آن را اینطور تعریف می‌کند: «تدلیس بروزن تفعیل از دلس می‌باشد و آن عملی است از جانب مدلس که مدلس را دچار توهم می‌سازد و چیز غیر واقع را واقع جلوه می‌دهد و خواه این عمل از طرف بایع باشد یا مشتری» و پس از این تعریف به ذکر مصادیقی از آن می‌پردازد (شهید ثانی، ج۲، بی‌تا، ص۳۷۸).
اکثر فقها تدلیس را به عنوان خیاری مستقل ذکر نکرده‌اند از جمله این فقها می‌توان از:
علامه حلی (بی‌تا، مختلف الشیعه،ج۳)، محقق حلی (بی‌تا، شرایع الاسلام، کتاب نکاح) و شیخ مرتضی انصاری (۱۴۱۱، مکاسب، ص۱۳۴ ) نام برد. این فقها خیارات رابه هفت نوع تقسیم می‌کنند و از سایر خیارات نامی نمی‌برند و معتقد هستند که سایر خیارات احکامشان مانند این هفت نوع خیارات و نیازی نیست که به طور مستقل بررسی شوند و بیشتر آن‌ها در ضمن عقود معین به ویژه، بیع و نکاح مطرح ساخته‌اند و احکام آن را خصوصاًٌ ذیل عنوان خیار عیب آورده‌اند حتی عده‌ای از فقها تدلیس را غرور معنی می‌کنند و معتقد هستند تدلیس همان غرور است و هیچ تفکیکی بین این دو قائل نیستند (شیخ طوسی، ۱۳۸۹، ج۱، ص۲۳۰).
بنابراین همان گونه که از تعاریف تدلیس مشخص گردید معنای لغوی و اصطلاحی آن چندان تفاوتی با هم ندارند و تدلیس در اصل به معنای فریفتن طرف مقابل چه از طریق سکوت و پوشاندن عیب، خدعه، عوام فریبی، فریب‌کاری، وصف غیر واقع و … می باشد.
فصل دوم
تدلیس در فقه امامیه
۲- تدلیس در فقه امامیه
۲-۱- مصادیق و قلمرو تدلیس در حقوق اسلام
در فقه اسلامی، تدلیس معمولا ضمن بحث از مصادیق پراکنده آن در ضمن عقود معین مثل تدلیس ماشطه در نکاح و تصریه در بیع حیوان مطرح شده است و اکثر فقها به استقلال به بحث از تدلیس نمیپردازند و در مبحث خیارات نیز خیار تدلیس را به عنوان خیار مستقلی مطرح نمیسازند بلکه آن را از فروع خیار عیب یا خیار غبن میدانند. با این وجود، بعضی از فقها مانند شهید اول در لعمه و شهید ثانی در الروضه البهیه خیار تدلیس را به استقلال مطرح ساختهاند. اما ایشان هم به بررسی همان مصادیقی از تدلیس پرداختهاند که فقهای دیگر در سایر مباحث، آن را عنوان کردهاند. مانند شرط صفت کمالی در زن مثل سرخی صورت و بلندی مو (که سایر فقها در تدلیس ماشطه به آن پرداختهاند) یا تصریه در حیوان (شهید اول، ۱۴۱۰ق، ج۲،‌ص۵۲۹؛ شهید ثانی، بی‌تا، ج۱، ص۵۲۹؛ حسینی عاملی، ۱۳۲۶، ج۴، ص۶۴۴).
در نوشته های فقهای عظام، تدلیس به دو شکل ممکن است صورت بگیرد:
الف- اظهار چیزی که صفت کمالی را در عین مورد معامله ( یا شخص طرف قرارداد) به ذهن خطور میدهد.
ب- اخفاء صفت نقصی که در مورد معامله وجود دارد (شهید ثانی، بی‌تا، ج۲، ص۵۳۰).
صرف سکوت از نقص مورد معامله، اخفاء محسوب نمی‌شود، بلکه باید اخفاءکننده با وجود علم به نقص مورد عقد، نسبت به آن سکوت کند تا تدلیس صورت گیرد (نجفی، ۱۳۶۶، ص۳۶۳).
شهید ثانی در الروضه البهیه در تعریف تدلیس آورده: تدلیس کننده (مدلس) واقعیت را پنهان ساخته و امری را که واقعیت ندارد در نظر طرف مقابل میآورد. از این رو شرط کردن صفتی که میداند وجود ندارد- چه از جانب بایع باشد یا مشتری- تدلیس محسوب میشود (شهید ثانی، بی‌تا، ج۲، ص۵۳۰).
علامه حلی در قواعد، تدلیس را زمانی دارای اثر میداند که باعث اختلاف قیمت شود (علامه حلی، ۱۳۲۶، ج۴، ص۶۴۴).
در مفتاح الکرامه آمده که گرچه معنای لغوی تدلیس، پوشاندن عیب متاع از مشتری است اما آن چه بین فقها معروف است، خلاف این است. زیرا ایشان تدلیس را بر کتمان وصف و اظهار صفت کمال- هر چند عیب نباشد- اطلاق میکنند. همچنین تدلیس را منحصر به متاع نمیکنند مثل بحث در مورد تدلیس ماشطه و ضابطهای که برای وصف ذکر میکنند، عقلایی بودن آن است. یعنی از نظر عقلا این شرط، متعارف و مقصود باشد؛ هر چند که خلاف آن وصف از جهت قیمت، ارزش بیشتری داشته باشد (همان).
در مصباح الفقاهه آمده که تدلیس از لحاظ لغوی عبارت است از مشتبه ساختن حقیقت امر بردیگری یا مخفی ساختن عیب کالا از مشتری و پنهان ساختن آن با اظهار نمودن کمالاتی که در کالا نمیباشد و از لحاظ فقهی نیز همین معنا را دارد و نتیجه گرفته که صرف ایجاد کردن رغبت و انگیزه در مشتری تدلیس محسوب نمیشود و گرنه باید میگفتیم که هر نوع تزیین کالایی حرام است. زیرا هر تزیینی باعث تمایل و رغبت مشتری خواهد شد و این سخنی است که هیچ فقیهی به آن ملتزم نمیشود (خویی، ۱۳۸۴، ج۳، ص۱۲۸).
پس، تدلیس در مورد معامله عبارت است از این که مورد معامله برای طرف قرارداد بر خلاف حقیقت وصف شود. «سوء عرضه» یکی دیگر از مترادف‌های تدلیس می باشد که در برخی کتب فقهی و حقوقی به خصوص در منابع اهل سنت به کاررفته است (بهروم، ۱۳۸۰، ص).
در بعضی موارد، فقهای مالکی ، اصطلاح «تدلیس» را به جای « تغریر» به کار میبرند. این دو اصطلاح از لحاظ اثر و قلمرو هیچ تفاوتی با هم ندارند. علاوه بر این دو اصطلاح، واژۀ «غرور» نیز در برخی رسالههای مربوطه یافت می‌شود. ریشه لفظ تغریر و غرور، کلمۀ «غَرَّ»به معنای فریب دادن است. معمولاً فقهای سنتی، به جای« تغریر» اصطلاح «غرور» را به کار میبردند. از طرف دیگر، بسیاری از فقهای جدید، تمایل به استفاده از لفظ «تغریر» دارند (دردیر، ۱۹۷۲م، ص۳۵).
تعریف جامعی از سوء عرضه، که تمام انواع اظهار یا رفتار گمراه کننده را شامل شود، در متون اسلامی و بسیاری از نوشته های معاصر یافت نمیشود. سوء عرضه غالباً طبق انواع خاصش تعریف شده است، گرچه برخی از نوشته های معاصر، مثل المجله تلاش کردهاند تا به تعریف عامی دست یابند، اما این تعاریف، جامع و مانع نیستند. از اینرو، سوء عرضه، تعریف دیگری را میطلبد (بهروم، ۱۳۸۰، ص۲۸).
برای مثال «بدران ابوالعینی بدران» تدلیس را چنین تعریف میکند: «اظهاری که به موجب آن، طرف دیگر به امید این که از قرارداد منتفع شود، به انعقاد آن ترغیب گردیده، در حالی که نفعی برای او نداشته است» (بدران، ۱۳۹۳ق، ص۴۵۷).
این تعریف نه جامع است و نه مانع، زیرا شامل سکوت و اخفای عیب موجود در موضوع معامله، توسط اظهار کنندهای که میداند عیب مذکور ناخوشایند مخاطب اظهار و مورد اعتراض او خواهد بود، نمیگردد.
المجله تغریر را چنین تعریف میکند: « توصیف موضوع قرارداد برای خریدار با اوصافی غیر واقعی» (المجله، ماده ۱۶۴).
این تعریف نیز قلمرو دقیق سوء عرضه در اسلام را نشان نمیدهد، زیرا اولاً بیش از همه، تنها سوء عرضه از طریق اظهار و بیان را شامل میشود و « تقلب» و اخفای عیوب را در بر نمی‌گیرد. ثانیاً به نظر میرسد که تنها محدود به قرارداد بیع بوده و فرض میکند که همیشه فروشنده، اظهار کننده است، در حالی که سوء عرضه نه تنها در قرارداد بیع، بلکه در بسیاری از قراردادهای دیگر نیز واقع میشود و اظهار کننده ممکن است خریدار یا فروشنده باشد، یا به طور کلی هریک از طرفین قرارداد ممکن است اظهار کننده (مِدلَّس) باشد.
از اینرو، به تعریف دیگری نیاز داریم که جامعتر بوده و به عبارت دیگر، تمام جنبه های سوء عرضه را به طور کامل شامل شود. بهتر است سوء عرضه را چنین تعریف کنیم :«اظهار دروغین واقعیت به وسیله لفظ یا فعل، یا جلوگیری از افشای عیب موجود در موضوع قرارداد که به موجب آن، طرف دیگر به انعقاد قرارداد ترغیب شود» (بهروم، ۱۳۸۰، ص۳۰).
در اسلام رضایت آزادانه و صداقت طرفین قرارداد، تعهدی اخلاقی است که اساس و زیر بنای حقوق اسلام در مورد سوء عرضه و قرار داد را تشکیل میدهد. از اینرو، رضایت طرفین قرارداد، شرط اساسی یک قرارداد صحیح است. این رضایت، باید به طور ارادی حاصل شده و از هر گونه مانعی مانند اشتباه، سوء عرضه، تقلب و اجبار به دور باشد. اگر یکی از این موانع در مورد یکی از طرفین یا هر دوی آنها وجود داشته باشد، رضایت کامل محقق نشده و در نتیجه قرارداد قبل ابطال میگردد . قرآن کریم به وضوح تنها معاملهای را مجاز میداند که با رضایت کامل حاصل شده باشد: «یا ایها الذین آمنوا لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال خود را به باطل تصرف نکنید، مگر این که با رضایت طرفین تجارت کرده باشید» (نساء/ ۲۹).
عبدالرحیم الدوعی در تفسیر این آیه گفته است:« تجارت باید چنان باشد که در آن منافع و سود، بدون اعمال هیچ گونه فشار غیر قانونی یا تقلب نسبت به طرف دیگر، رد و بدل شود. در معامله نباید رشوه یا ربا باشد» (الدوعی، بی‌تا، ص۳۵۱ ).
این آیه در واقع زیر بناى قوانین اسلامى را در مسائل مربوط به «معاملات و مبادلات مالى» تشکیل مى‏دهد، و به همین دلیل فقهاى اسلام در تمام ابواب معاملات به آن استدلال مى‏کنند، آیه خطاب به افراد با ایمان کرده و مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ). بنابراین، هر گونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوى، معاملاتى که حد و حدود آن کاملا مشخص نباشد، خرید و فروش اجناسى که فایده منطقى و عقلایى در آن نباشد، خرید و فروش وسایل فساد و گناه، همه در تحت این قانون کلى قرار دارد (برگزیده تفسیر نمونه، ج‏۱، ص: ۳۹۳).
انواع متعددی از قراردادها هستند که سوء عرضه و تدلیس موجب انعقاد آنها میشود،؛ مثل «نَجَش» (در جایی که همدست فروشنده، با پیشنهاد مبلغی بیشتر در مزایده، قیمت کالا را بالا میبرد،؛ با این که قصد خریدن آن را ندارد)، «تصریه» ( ندوشیدن شیر حیوان از چند روزقبل از فروش آن به قصد بزرگتر نشان دادن پستانها و ترغیب طرف مقابل به انعقاد قرارداد). قرارداد با فروشندهای که عیب معلوم نزد خود را مخفی میسازد، و دیگر قراردادهای مشابهی که در اثر سوء عرضه منعقد میشوند، در معرض ابطال قرار دارند، زیرا اسلام تمام این قراردادها را فاقد تراضی می داند. اسلام هر مسلمانی را به رعایت اوصافی همچون، راستگویی، درستکاری، عدالت و انصاف در تمام جنبه های زندگی، به ویژه در معاملات تجاری با مسلمانان و نیز با غیر مسلمانان، ملزم میسازد. نادرستی، بیعدالتی و فریب‌کاری، تخلفاتی اخلاقی شمرده میشوند که [ فاعل آنها] علاوه بر مجازات دنیوی (اگر وجود داشته باشد) به عنوان مرتکب گناه تلقی شده و مستوجب مجازات الهی در سرای آخرت میشود (بهروم، ۱۳۸۰، ص۳۱).
از طرف دیگر، معاملۀ درست و از روی امانت نه تنها در این جهان در بین تجار و مشتریان احتمالی، امری حاوی اخلاقیات نیک و معتبر تلقی میشود، بلکه از دیدگاه دینی، چنین تاجری در روز قیامت همنشین پیامبر و صادقین و شهدا خواهد بود. در این مورد احادیث متعددی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است. آن حضرت میفرماید:« تاجر صادق، درستکار و راستگو در روز رستاخیز، همراه با شهدا محشور خواهد شد» (ابن ماجه، ۱۳۱۳ق، ج۲، ص۸).
معاملهای که میان دو طرف کاملاً درستکار و راستگو منعقد میشود، برکت الهی خواهد داشت، اما اگر یکی از آنها به دیگری یا هر دو به یکدیگر دروغ بگویند، خداوند به معاملۀ آنها برکت نخواهد داد. براساس روایتی که حکیم بن حزام از پیامبر نقل کرده است، پیامبر فرمود: «تا زمانی که خریدار و فروشنده از یکدیگر جدا نشدهاند، خیار فسخ دارند. اگر هر دو راستگو و درستکار باشند، در معامله‌شان برکت الهی خواهند داشت، اما اگر مخفیکار و دروغگو باشند، برکت الهی از معاملهشان دور میشود» (نیشابوری، بی‌تا، ج۳، ص۱۱۶۴).
سوء عرضۀ متقلبانه، سوء عرضۀ ناشی از بیاحتیاطی و تسامح از روی نادانی در حقوق اسلام از اهمیت چندانی برخوردار نیست، زیرا اثر هر سه قسم یکسان است. در حقوق قراردادهای اسلام، قصد خاطی مبنی بر ترغیب طرف دیگر به انعقاد قرارداد که در حقوق انگلیس موضوعی اساسی است به طور قبل ملاحظهای تعمیم داده نمیشود تا اثر سوء عرضه برطرف دیگر هم در نظر گرفته شود. اما در اسلام نحوۀ انجام گرفتن سوء عرضه نسبت به اثرآن، از اهمیت بیشتری برخوردار است، اگر چه آرای فقها و مذاهب مختلف در این مورد تا حدودی متفاوت است (بهروم، ۱۳۸۰، ص۳۲).
اما به نظر نگارنده قصد خاطی مهم است چرا که همانگونه که در تعریف تدلیس آمد طرف خاطی باید قصد فریب داشته باشد بنابراین «قصد» و «نیت » در اینکه عمل سوء عرضه، تدلیس به حساب می آید یا خیر نقش تعیین کننده دارد.
سوء عرضه در اسلام، تحت یکی از عناوین سه گانه زیر دستهبندی میشود:
تقلب موثر که از مسئله « تصریه» گرفته شده است و به موجب قیاس به اقدامات متقلبانه دیگر، مثل«آمیختن شیر با آب»، «غش خفی» و «ماشطه» سرایت داده می‌شود.
اظهار دروغین که شامل عقود مسترسل، نجش، غبن و تلقی الرکبان میشود.
بالاخره اخفای عیب موضوع معامله که شامل قراردادهای «با حسن نیت» از جمله قراردادهای مرابحه، تولیه، وضعیه و اشراک میشود (همان).
به طور کلی اگر چه بر اساس حقوق قراردادهای اسلام اثر سوء عرضه یکسان نیست با این حال، این حقوق میتواند با توجه به سه نتیجۀ احتمالی که مبتنی بر نوع سوء عرضه انجام شده است خلاصه شود:
-قرارداد قابل ابطال که طرف فریب خورده میتواند فسخ قرارداد را اختیار کند.
-قرارداد صحیح که طرف فریب خورده تفاوت بین قیمت واقعی و قیمت گزاف (ارش) را دریافت میکند.
-و بالاخره تدلیسی که هیچ گونه اثری بر قرارداد ندارد، اما تمام فقهای مسلمان متفقاند که تدلیس در بیشتر موارد این است که قرارداد را قابل ابطال میسازد (بهروم، ۱۳۸۰، ص۳۲).
۲-۲- سوء عرضۀ قابل تعقیب در حقوق اسلام
مخاطبی که با اعتماد بر اظهار خلاف واقع اظهار کننده به انعقاد قرارداد ترغیب شده است، تنها به همین دلیل استحقاق جبران خسارت بر اساس «نظریه تدلیس» را ندارد. [بلکه] برای این که سوء عرضه قابل تعقیب باشد[و مبنای اقامۀ دعوا قرار گیرد] مخاطب باید اثبات کند که شرایط زیر وجود دارد:
۲-۲-۱- اظهار باید خلاف واقع باشد

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع رهن دریایی- ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

علاوه بر این نوع وکالت‌ها که به‌طور عام معمول است، در عقد رهن دریایی راهن می‌تواند به مرتهن وکالت دهد تا درصورتی‌که برای اجرای رهن لازم باشد، مرتهن بتواند درخواست ابطال تابعیت کشتی را کند و کشتی را در هرجای دیگر و ذیل هر پرچم دیگری به ثبت برساند. به‌روشنی دیده می‌شود که مرتهن می‌تواند با توافق راهن در عقد رهن شرطی درج کند که برمبنای آن، وی از جانب راهن وکیل باشد تا تابعیت کشتی را باطل کند و در هر کجا که برای منافع وی مفید به نظر می‌رسد، به ثبت رساند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

موضوع دیگر واگذاری سند وام است که ماده‌ی 106 قانون دریایی این چنین مقرر می‌دارد: «سند وام اگر به حواله‌کرد صادر شده باشد، به‌وسیله‌ی ظهرنویس قابل‌انتقال است و ظهرنویسی مذکور، مشمول مقررات ظهرنویسی اسناد برواتی است». این ویژگی به عنوان یک اصل مهم حقوق دریائی در حقوق کشورها ی مختلف پذیرفته شده است.[152]
این دو موضوع مشخصاً درجهت اعطای امتیازاتی به مرتهن است که بتواند حقوق خود را استیفا کند و جالب اینکه قانون از وی حمایت نموده و نمونه‌ی عملی آن در اسناد رهنی مشاهده می‌شود.
مبحث دوم: طرفین عقد رهن دریایی و بررسی حقوق و تعهدات ایشان
رهن دریایی یک عقد است و طرفین آن باید مشخص باشند. علاوه بر این، هریک از راهن و مرتهن حقوق و تعهداتی دارند. با توجه به مطالب بخش‌های پیشین پیرامون عقد رهن و شرایط و خواص آن، در این مبحث به دنبال توضیحات مکرر نخواهیم بود؛ بنابراین، سعی شده است در این قسمت، بیش‌تر به رئوس مطالب پرداخته شود تا نیازهای حقوقی راهنین و مرتهنین در سکوت رژیم حقوقی دریایی ایران آشکار گردد. هرچند که حقوق و تعهدات راهن و مرتهن از آثار عقد محسوب می‌شود. اما، به لحاظ اجتناب از پراکندگی مطالب، ذیل این عنوان مطرح خواهد شد.
گفتار اول: راهن
رهن‌دهنده یا مدیون را راهن می‌نامند. عموماً راهن شخصی است که در قالب عقد رهن، برای تضمین پرداخت دین خود، مال خود یا ثالث را (با اذن وی)، به وثیقه‌ی بستانکار می گذارد تا در صورت عدم پرداخت دین در موعد مقرر، بستانکاراز محل فروش مورد وثیقه استیفای طلب نماید. درباب تعیین راهن، قانون دریایی ایران ساکت است. این سکوت را مسلماً نمی‌توان ناشی از نقص قانون دانست. قانون دریایی هرچند به‌صراحت رهن را از حوزه‌ی شمول قانون مدنی خارج نموده، اما، به هرحال همه بر این موضوع اتفاق نظر دارند که راهن باید دارای همان شرایطی باشد که هر معامل دیگری در قانون مدنی می‌بایست واجد آن باشد.
حال باید به این موضوع پرداخت که چه کسی می‌تواند راهن باشد؟ با توجه به قواعد عام رهن،به نظر می‌رسد کسی می‌تواند راهن باشد که مالک کشتی(و به طور کلی مالک مورد وثیقه)باشد. اما، در قانون دریایی این اصل با یک استثناء همراه است و آن این است که فرمانده‌ی کشتی، علی‌رغم اینکه مالک نیست، می‌تواند راهن باشد.توجیه این مطلب از آنجاست که ماده 96، وظیفه‌ی به پایان رسانیدن سفر را به عهده‌ی فرمانده قرار داده است. به این صورت که فرمانده نمی‌تواند پس از آغاز مسافرت، بدون علت موجه، از ادامه‌ی سفر خودداری کند و همین‌طور ماده‌ی 100 قانون دریایی، نجات کشتی را از وظایف عمده و خطیر فرمانده دانسته است، به صورتی که در موارد وقوع پیش‌آمدهای غیرمترقبه، فرمانده موظف است تا آخرین لحظه‌ای که امید باقی است، در نجات کشتی و محموله و جان کارکنان نهایت اهتمام را مبذول دارد.
بنابراین، قانون مسئولیتی مهم را بر عهده‌ی فرمانده قرار داده است و درنهایت ماده‌ی 89 این اختیار را به فرمانده داده است که برای نجات محموله و تکمیل سفر دریایی، کشتی و کرایه حمل کالا را رهن دهد یا حتی با فروش کالا و بار کشتی وجوه لازم برای رفع حاجت را فراهم کند. البته این اقدام مشروط به تنظیم صورت‌مجلسی با ذکر موجبات قرضه و امضای افسران ارشد کشتی که به‌عنوان نوعی شاهد تلقی می‌گردند و همین‌طور منوط به کسب اجازه از مالک و نمایندگان کنسولی یا دادستان است. متن ماده‌ی 89 قانون دریایی ذیل فصل وظایف و مسئولیت فرمانده آمده است. با این حال، از لفظ «می‌تواند» استفاده شده است. عبارت مزبور این نظر را به ذهن متبادر می‌کند که اجباری در رهن‌دادن توسط فرمانده وجود ندارد که درصورت پذیرفتن این نظر باید مفاد ماده‌ی 89 را با توجه به نهاد اداره‌ی مال غیر بر شرح مقرر در قانون مدنی توجیه کرد. این ایده با موضع قانون دریایی که نوعی مسئولیت قانونی برای فرمانده مقرر کرده، متعارض است و باید گفت که واژه‌ی «می‌تواند» سهواً به کار رفته و درنهایت قانون‌گذار مسئولیتی قانونی برای فرمانده درنظر گرفته است که در مواقع لزوم بایستی از این امکان برای انجام وظایف محوله قانونی مبنی بر ادامه و تکمیل سفر دریائی،نجات کشتی،محموله و حفظ جان کارکنان کشتی استفاده نماید.
برخی انعقاد رهن دریایی توسط فرمانده را از مصادیق رهن مال غیر می‌دانند.[153]آنچه از عبارت «رهن مال غیر»به ذهن متبادر می شود آنست که شخصی بدون آنکه مالک باشد،به انعقاد عقد رهن مبادرت نماید.از آنجا که فرمانده،مالک کشتی و بار یا طلبکار از جهت کرایه حمل محسوب نمی شود،لذا می توان انعقاد رهن دریائی توسط فرمانده کشتی را نوعی رهن مال غیر تلقی نمود که البته وصف فضولی را نخواهد داشت زیرا فرمانده با توجه به وظایف و مسؤلیت های محوله،گونه ای نمایندگی قانونی از جانب مالک کشتی یا بار و متصدی حمل و نقل در زمینه به رهن گذاشتن کشتی،بار یا کرایه حمل داراست که تحت شرایط مقرر در قانون می تواند اقدام به انعقاد عقد رهن نموده و بدین وسیله وجوه و منابع مالی لازم برای تکمیل سفر دریائی،نجات کشتی و محموله و نجات جان کارکنان کشتی را در شرایط اضطراری تأمین نماید.
مطلب دیگر اینکه راهن می‌تواند شخص حقیقی یا حقوقی باشد؛ چرا که با اطلاق شخص بر حقیقی و حقوقی، می‌توان گفت که راهن نه تنها می‌تواند شخص حقوقی باشد، بلکه در اغلب موارد نیز همین‌گونه است؛ زیرا، معمولاً در عقد رهن دریایی مبلغ وام بسیار کلان است که یک شخص حقیقی حتی اگر توان پرداخت چنین وامی را داشته باشد، نمی‌خواهد که به تنهایی چنین ریسکی را متقبل شود و سعی خواهد کرد که در قالب یک شخصیت حقوقی این کار را انجام دهد. سابقاً در ایران با توجه به اینکه کشتی‌ها همه دولتی بودند، عملاً راهنی که شخص حقیقی تبعه ایران باشد، نداشتیم مگر درحالتی که راهن تبعه خارجی بوده باشد و در ایران کشتی را به رهن گذاشته باشد. اما، درحال حاضر با توجه به بحث خصوصی‌سازی و ایجاد شرکت‌های کشتی‌رانی خصوصی، این بحث منتفی بوده و می‌توان هر شخص حقیقی و حقوقی خصوصی را به‌عنوان راهن فرض نمود.
بند اول: حقوق راهن
در قراردادها، حقوق و تکالیف هریک از دو طرف متقابل است، بدین معنا که حق هر طرف با تعهدات طرف دیگر همراه است؛ بنابراین، هرچند مطالب این گفتار دو عنوان مستقل نیست؛ اما، به دلیل رعایت نظم مطالب آن را جداگانه بحث خواهیم کرد.
با توجه به سکوت قانون‌گذار دریایی باید به اصول عام رهن مدنی درخصوص حقوق راهن مراجعه کرد که به‌طور خلاصه مهم‌ترین حق راهن بقای حق مالکیت او بر عین و منافع است؛[154] چرا که عقد رهن از اختیار مالک در تصرف درمورد رهن می‌کاهد ولی حق مالکیت را از بین نمی‌برد و هم‌چنان، راهن مالک عین مرهون است و به تبع این حق، منافع مورد رهن از آن او است و مرتهن حق استعمال یا انتفاع از این مال را پیدا نمی‌کند و می‌توان حق او را به «حق استیفای طلب» و تضمین آن تعبیر کرد.[155]
البته باید متذکر شد که در رهن مقرر در ماده‌ی 89 (رهن بار کشتی یا کرایه حمل توسط فرمانده )، راهن مالک نیست و بر کرایه‌ی باربری یا کالا و کشتی حقی ندارد و صرفاً به علت مسئولیتی که دارد، اقدام به انعقاد رهن نموده است. ولی، به هرحال، چون نماینده‌ی صاحب کشتی است و به نمایندگی از وی اقدام می‌کند، لذا مالکیت صاحب کشتی یا صاحب کالا از بین نمی‌رود؛ بنابراین، هیچ شاخه‌ای از مالکیت عین مرهون به مرتهن منتقل نمی‌شود و تنها درصورت عدم پرداخت دین توسط راهن، مرتهن حق استیفای طلب را از محل فروش مال مرهون خواهد داشت.
به‌طور کلی می‌توان حقوق راهن را این‌گونه برشمرد: حق مالکیت و استفاده از کشتی، حق انتقال کشتی که در حقوق ایران و برخی از کشورها از جمله چین، منوط به رضایت مرتهن شده است (ماده ۱۷ قانون دریایی چین)، حق بر کرایه حمل‌ونقل، حق رهن مجدد کشتی. رهن مکرر در حقوق کانادا و انگلستان موجب بی‌اعتباری رهن اول نیست. اما، می‌تواند اماره بر قصور راهن تلقی شود و در حقوق چین زمانی صحیح است که ارزش کشتی بیش ازدین مربوط به رهن اول باشد (ماده ۳۵ قانون ثبت چین.)[156]
بند دوم: تعهدات و ضمانت اجراها
در عقد رهن دریایی عمده‌ی تعهدات بر عهده‌ی راهن است و دلیل این امر نیز واضح است؛ چرا که مرتهن با پرداخت وام مبنای رهن، به همه‌ی تعهدات خود عمل نموده است و از این زمان به بعد، اصولاً تعهدات بر دوش راهن قرار خواهد گرفت و معمولاً این تعهدات را به تعهدات عام و تعهدات مربوط به کشتی تقسیم می‌کنند که در این بند مستقلاً بررسی خواهند شد.
الف. تعهدات عام
تعهدات عام، تعهداتی هستند که راهن عموماً به موجب عقد رهن به عهده می‌گیرد. از این جهت که اغلب این تعهدات در خصوص سند رهن و حفظ موقعیت مالی راهن است، به‌عنوان تعهدات عام معرفی می‌گردند. برخی از آثاراز ذات عقد رهن برمی‌آید و بدون تصریح در قرارداد نیزمحقق خواهند شد. به‌عنوان نمونه می‌توان به ایجاد حق وثیقه به نفع مرتهن به موجب عقد رهن اشاره نمود. حال آنکه برخی موارد صرفاً تعهدات قراردادی هستند و بدون تصریح در قرارداد هیچ نوع قدرت الزام‌آوری ندارند. مرتهن نیاز به حمایت قانونی دارد تا بتواند راهن را از انجام کارهایی که به حقوق وی لطمه وارد می کند، منع نماید و بالعکس، وی را ملزم به انجام‌دادن کارهایی نماید که عرفاً برای بازپرداخت وام لازم است. قانون دریایی به هیچ وجه چنین نیازی را برآورده نمی‌سازد و مرتهنین در حقوق ایران مجبورند از طریق اِعمال «شروط ضمن عقد» حقوق خود را محفوظ دارند. این ایراد نقص بزرگی بر قانون دریایی ما محسوب می‌شود که متأسفانه بعد از گذشت چهل سال، هنوز هیچ تلاشی در جهت تصحیح آن صورت نگرفته است. اما، محور شروطی که معمولاً مرتهنین از آن در قراردادهای رهنی دریایی استفاده می‌کنند به شرح ذیل است:

 

    1. راهن هیچ اقدامی جهت انتقال دارایی‌های خود انجام ندهد و در زمان‌های مشخص شده در قرارداد، حساب‌های خود را برای مرتهن ارسال کند.

 

    1. راهن مجوزهایی را که برای اجرای تعهدات و اینکه قادر به بهره‌برداری و ادامه‌ی مالکیت کشتی باشد، اخذ یا تمدید نماید (در خصوص رهن کشتی در حال ساخت با اهمیت‌تر است).

 

    1. راهن سند رهن را در مرجع صالح ثبت کند و حق تمبر آن را بدهد و ثبت رهن را به سازمان بنادر و کشتی‌رانی جهت درج در دفاتر و در گواهینامه ثبت کشتی اعلام کند. باید اذعان داشت که این تعهد مسلماً نمی‌تواند صرفاً ناظر به راهن باشد و ممکن است مرتهن آن را برعهده داشته باشد. اما، ظاهراً در اکثر قراردادهای رهنی دریایی، مرتهن مسئولیت ثبت را به دوش راهن می‌گذارد و راهن نیز با توجه به احتیاجی که به اخذ وام مربوط دارد، صرفاً به دلیل وجود چنین شرطی، مخالفتی با اصل قرارداد نخواهد داشت. (ماده‌ی 42 قانون دریایی)

 

«4. راهن وضع حقوقی خود و اعتبار مالی خود را ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران حفظ کند.

 

    1. راهن به هیچ کار تجارتی دیگری جز مالکیت، اجاره و اداره‌ی کشتی‌ها نخواهد پرداخت.

 

    1. راهن موظف است جزئیات تفصیلی هرگونه دعاوی مربوط به خود کشتی را به محض اقامه به اطلاع مرتهن برساند. مگر درصورتی که دعاوی حقوقی یا اداری مطروحه در چارچوب سند رهن واجد اهمیت عمده نباشد و بر فرض اثبات به حقوق مرتهن لطمه وارد نسازد.»[157]

 

    1. راهن باید در موقع تنظیم سند رهن و درواقع به هنگام انعقاد عقد رهن دریایی، همه‌ی خصوصیات معاملات قبلی و همچنین بدهی‌های کشتی را به‌طور کامل ذکر نماید (ماده 46).

 

ب. تعهدات مربوط به کشتی
علاوه بر تعهدات عمومی راهن در مقابل مرتهن، وی در مقابل مرتهن تعهداتی نیز درمورد خود کشتی دارد. این تعهدات برخلاف موارد مذکور درخصوص تعهدات عام، که فلسفه‌ وجودی آن، وجود اعتبار کافی برای راهن در هنگام بازپرداخت وام بود، به دلیل پایدار ماندن ارزش کشتی و از مالیت نیفتادن آن است. کاملاً واضح است که این موضوع به این دلیل شکل می‌گیرد که کشتی وثیقه طلب مرتهن است و در صورت ناتوانی راهن از بازپرداخت دین خود، مرتهن باید طلب خود را ازمحل فروش کشتی استیفا نماید. بدیهی است که درچنین شرایطی مرتهن دائماً نگران ثابت‌ماندن ارزش اولیه کشتی است. این موضوع وقتی به شکل بارزتری به چشم خواهد آمد که به یاد داشته باشیم، کشتی مال منقول است و دائماً در معرض خطر تلف‌شدن است.
حال به‌طور خلاصه به چند نمونه از تعهدات مربوط به کشتی اشاره خواهیم کرد:

 

    1. راهن نباید هیچ قسمت اصلی کشتی را از آن خارج کند؛ مگر درصورتی که به جای قطعات خارج شده، بلافاصله قطعاتی را نصب کند که واجد همان شرایط یا شرایط بهتر از آن باشد و متعلق حق شخص ثالث نباشد. چرا که این قطعات ارزشمند هستند و ارزش آن‌ها در زمان انعقاد قرارداد رهن مدنظر طرفین بوده است.

 

2.«راهن نباید نام یا بندر ثبت کشتی را تغییر دهد. درحقوق فرانسه درصورت انجام‌دادن این کار، دین حال شده و مرتهن می‌تواند تأدیه فوری آن را بخواهد.

 

    1. راهن باید مقررات بین‌المللی و قواعد محیط زیست و همه‌ی قوانین مربوط به کشتی را رعایت کند.

 

    1. راهن هیچ قرارداد یا ترتیبات دیگری را که منظور از آن تسهیم عواید باشد، امضا یا تقبل نخواهد کرد.[158]»

 

ضمانت اجرای همه‌ی تعهدات به‌طور خلاصه حال‌شدن بدهی است. به این معنا که معمولاً در ضمن قراردادهای رهنی دریایی، طرفین توافق می‌کنند که کل مبلغ باقی‌مانده و بازپرداخت نشده‌ی دین به محض مطالبه‌ی کتبی مرتهن پرداخت شود. مرتهن حق دارد کل مبلغ باقی‌مانده‌‌ی دین را وصول یا اجرای سند رهن را تقاضا کند.[159]
گونه‌ی دیگر از ضمانت اجرا، پیش‌بینی وجه التزام برای تخلفات راهن است. این نوع از ضمانت اجرا هرچند قدرت حقوقی وثیقه را ندارد، اما با توجه به اینکه میزان طلب مرتهن را نسبت به راهن بالا می‌برد، می‌تواند در مواردی مانند ورشکستگی راهن، باعث بازپرداخت همه‌ی طلب اولیه مرتهنی شود که در شرایط عادی ممکن بود تنها به بخشی از طلب خود برسد.
اجرای سند رهن طبق مواد 50 و 51 قانون دریایی باید فقط از طریق دادگاه صورت گیرد، اما، در عمل دیده می شود که دفاتر اسناد رسمی نیز این اسناد را اجرا می‌نمایند و دلیل این امر را قدیمی و ناقص بودن قانون می‌دانند و مواد مرتبط با اجرای اسناد رهنی در قانون دریایی را عملاً متروک تلقی می‌نمایند.
گفتار دوم: مرتهن
مرتهن بستانکاری است که به موجب عقد رهن برای تضمین پرداخت طلبش بر مال مورد وثیقه حق عینی می‌یابد. مرتهن نیز مانند راهن می‌تواند شخص حقیقی یا شخص حقوقی باشد و قاعدتاً طبق قانون ایران هرکس که دارایی کافی داشته باشد، می‌تواند وام بدهد. نحوه برخورد مؤسسات مالی در ایران متفاوت است. علاوه بر اینکه قراردادهای رهنی تنظیم می‌کنند، در قالب قراردادهای دیگر به جز رهن، نیز وام می‌دهند. نمونه‌ی عملی دیده‌شده در مورد بانک پارسیان است. این بانک قراردادهای رهنی تنظیم نمی‌کند؛ بلکه درقبال وامی که به مشتریان می‌دهد،کشتی را به خود انتقال می‌دهد و با انعقاد قرارداد دیگری، شرایط بازپس‌گرفتن کشتی توسط راهن را تدوین می کند. این نوع از قراردادها نمونه‌ی عملی «معامله با حق استرداد» است که طبق مواد 33 و 34 قانون ثبت، همان اثر معاملات رهنی را دارد. اما، قواعد خاص رهن، مانند لزوم قبض بر آن حاکم نیست. دلیل این امر نقصان و عدم انسجام قانون وناکارآمدی ضمانت اجراهای عقد رهن دریایی است.[160]

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی فرسایش حوضه ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

مطالعاتی که در زمینه ی رابطه تلفات خاک و اقلیم در مقیاس جهانی انجام شده است. نشان می دهند که فرسایش در جاهایی به حداکثر خود می رسد که میانگین بارندگی مؤثر سالیانه ی آن، ۳۰۰میلی متر باشد (مورگان۱۹۹۶). منظور از بارندگی موثر مقدار بارانى است که در شرایط مشخص از درجه حرارت بتواند مقدار معینی رواناب ایجاد کند . در وضعیتی که مقدار بارندگی، کمتر از ۳۰۰میلی متر باشد، با افزوده شدن بارندگی، فرسایش نیز افزایش می یابد. البته افزایش بارندگی باعث بهتر شدن پوشش گیاهی نیز می شود و این خود سطح خاک را بهتر محافظت می کند اما در وضعیتی که مقدار بارندگی سالیانه بیشتر از ۳۰۰میلی متر باشد نقش حفاظتی پوشش گیاهی بر عوامل فرسایش فزونی می گیرد. در نتیجه با افزوده شدن بارندگی، میزان تلفات خاک، کاهش پیدا می کند .
۲-۳-۱-۴- موجودات زنده
بعضی از انواع موجودات زنده (مانند جلبک ها و گلسنگ ها) در عمل موجب شکسته شدن سنگ ها می شوند، ولی اثر عمده این موجودات، ایجاد اختلالاتی است که اثر عوامل دیگر را سرعت می بخشد. حیوانات نیز با پا گذاشتن بر روی سنگ و خاک، موجبات شکستن و خرد شدن آن ها را فراهم می آورند و در نتیجه، حمل آن ها را توسط آب و یا باد تسهیل می کنند، کرم خاکی و موریانه از جمله موجوداتی هستند که موجب به هم خوردن و افزایش هوادیدگی خاک می شوند و به این ترتیب پدیده تبدیل صخره های مقاوم به خاک قابل فرسوده شدن را سرعت می بخشند.
یکی از مهم ترین عوامل فرسایش، انسان می باشد. بشر با دخالت مستقیم و غیر مستقیم خود می تواند اثر تشدیدی و یا تعدیلی بر فرسایش خاک داشته باشد که البته آمارهای ارائه شده، نقش انسان در افزایش میزان فرسایش را بارزتر می سازند. انسان با شخم زدن زمین میلیون ها بار سریع تر از حیوانات حفار، موجب به هم خوردن و هوادیدگی خاک می گردد. با این عمل در حقیقت، تمام پدیده های فیزیکی طبیعت که فرسایش نیز یکی از آن ها است، تشدید می شوند.
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۱
۲-۳-۱-۵- نیروی ثقل
شرط لازم برای وقوع تمام انواع فرسایش های آبی، گراویته یا نیروی ثقل زمین است، زیرا حرکت تمام آب های جاری در روی سطح زمین در نتیجه تاثیر این نیرو می باشد. تمام آب های جاری در روی سطح کره زمین از نقاط مرتفع و کوهستانی به طرف مناطق پست و کم ارتفاع و در نهایت دریاها و اقیانوس ها در حرکتند، اما در فرسایش بادی این چنین نیست و نیروی ثقل مؤثر نمی باشد. به همین دلیل، ذرات خاک در فرسایش بادی ممکن است از مناطق مرتفع تر به مناطق با ارتفاع کمتر یا برعکس از مناطق کم ارتفاع به مناطق مرتفع تر منتقل گردند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۳-۲- عامل مقاومت
خصوصیات خاک ها و نحوه ی مدیریت آن ها، بر مقدار فرسایش تاثیرگذار می باشند که این ویژگی ها تحت عنوان عامل مقاومت، مورد بحث قرار می گیرند. به عبارت دیگر، هر خاکی با خصوصیت های معین، دارای شدت فرسایش مشخصی است. به عنوان نمونه، خاک های دارای اجزای سنگی و یا پوسته های بیولوژیکی، در مقابل ضربه ی قطره های باران، مقاومت بیشتری دارند.از طرفی، خاکدانه های پایدار در مقابل ضربه ی قطره های باران مقاومت می کنند و خاک ها را حتی در صورت وقوع روان آب، حفظ می کنند. خاک های رسی خاص موجود در مناطق گرمسیری که دارای اکسیدها و هیدرواکسیدهای آهن و آلومینیوم بالایی هستند، به خاطر دارا بودن خاک دانه های بسیار مقاوم، در مقابل بارش های سیل آسا مقاومت می کنند و از این جنبه، حایز اهمیت می باشند. همان گونه که اشاره گردید، مدیریت خاک نیز یکی دیگر از فاکتور های مؤثر بر فرسایش خاک می باشد. هدف از انجام عملیات مدیریت خاک، حاصلخیز نگهداشتن و حفظ ساختمان خاک است. حاصلخیز بودن خاک، به معنی تولید بیشتر، پوشش گیاهی مناسب تر و به حداقل رساندن اثر مخرب قطره های باران، رواناب و باد می باشد. به طور معمول، خاک های حاصلخیز، دارای ساختمانی پایدار و دانه ای هستند و در اثر عملیات کشاورزی، از نفوذ پذیری آن ها کاسته نمی شود. بنابراین، حاصلخیزی خاک را باید به عنوان کلید حفاظت خاک تلقی نمود.
۲-۳-۳- عامل حفاظت
چگونگی جلوگیری از فرسایش بیشتر خاک، موضوعی است که در قالب حفاظت و فاکتور های موثر بر این عامل، مورد بحث قرار می گیرد. از جمله روش های حفاظت خاک می توان به شخم عمود بر جهت شیب، تراس بندی و ایجاد بانکت اشاره کرد. با این وجود، در رابطه با عامل حفاظت، به دو فاکتور مهم تراکم جمعیت و پوشش گیاهی، اشاره ای مختصر می گردد.
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۲
۲-۳-۳-۱- تراکم جمعیت
افزایش رشد جمعیت، نیاز های اقتصادی زیادی را به دنبال داشته است، به طوری که کشاورزان مجبور شده اند تولید محصولات غذایی را برای رفع چنین نیاز هایی، به بیش از دو برابر برسانند. در این راستا، بسیاری از افراد، به واسطه ی جنگل تراشی و سوزاندن درختان در شیب های تند و شخم مراتع، اقدام به توسعه ی سطح اراضی زیر کشت نموده اند. همچنین فشار جمعیت، سبب چرای بی رویه ی دام ها در مراتع و استخراج بیش از حد منابع چوب گردیده است. پیامد تمامی این فعالیت ها، تخریب و یا حذف پوشش گیاهی و در معرض قرار گرفتن هر چه بیشتر خاک حساس زیرین این مناطق به فرسایش است. در نتیجه به مرور زمان، کیفیت اراضی کاهش می یابد و نابودی زود هنگام آن ها را باعث می شود.
۲-۳-۳-۲- پوشش گیاهی
فرسایش شدید، زمانی اتفاق می افتد که پوشش گیاهی از بین برود و فضای خالی بین گیاهان، بیشتر گردد. در نتیجه، اثر مخرب قطره های باران بر خاک سطحی، افزایش خواهد یافت و ساختار خاک، دچار اختلال خواهد شد. از طرفی، به دلیل افزایش میزان رواناب، کاهش مواد مغذی خاک را شاهد خواهیم بود. بنابراین، فرسایش و رواناب، به طور قابل ملاحظه ای، به وسیله ی انواع پوشش گیاهی، تحت تاثیر قرار می گیرند. پوشش جنگلی و مرتعی، موثرترین عوامل محافظ خاک در مقابل فرسایش هستند. گیاهان زراعی، اثر محافظتی کمتری دارند؛ ولی این موضوع در گیاهان مختلف، یکسان نیست. گیاهان دانه ریز(گندم و چاودار)، به طور قابل ملاحظه ای نسبت به شست وشوی سطحی خاک، ممانعت به عمل می آورند. گیاهان ردیفی (مانند ذرت، سویا و سیب زمینی) در مراحل رشد اولیه، پوشش زنده ی اندکی دارند و بنابراین خاک، در معرض فرسایش قرار می گیرد، مگر آنکه پسمانده های زراعت قبلی، سطح خاک را پوشش دهند. گیاهان پوششی(مانند گیاهان علوفه ای)می توانند سبب ایجاد پوشش در فاصله ی بین فصول رشد گیاهان یک ساله گردند. گیاهان چند ساله نیز می توانندبه طور دایم، موجب حفاظت خاک در بین ردیف درختان شوند. پژوهش های انجام شده در مناطق مختلف، نشان می دهند که لازم نیست پوشش سطحی خاک چندان ضخیم باشد و یا تمام سطح خاک را به طور کامل پوشش دهد تا سبب حفاظت خاک گردد. در واقع، افزایش اندک در پوشش سطحی می تواند کاهش چشمگیری را در فرسایش خاک فراهم آورد.
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۳
۲-۴- اثرات فرسایش
فرسایش، علاوه بر ایجاد خسارت در محل اصلی، دارای اثرات نامطلوب در خارج از محل وقوع آن نیز می باشد. بنابراین، اثرات فرسایش را می توان به دو گروه کلی “اثرات درونی” و “اثرات بیرونی” گروه بندی نمود، منظور از اثرات درونی، خسارت های وارده در محل وقوع فرسایش می باشند؛ در حالی که اثرات بیرونی، هزینه های فرسایش در خارج از محیط اصلی آن را شامل می شوند که به طور عمده، مربوط به اثرات رسوب و مواد شیمیایی همراه آن ها در اراضی پایین دست هستند. هر چند ممکن است که هزینه های این دو نوع خسارت، بلافاصله ظاهر نشوند، ولی واقعیت آن است که اینگونه اثرات وجود دارند و در طول زمان آشکار می گردند.
۲-۴-۱- اثرات فرسایش در محل
بدهی است که آشکارترین جنبه ی فرسایش، هدر رفت خود خاک است. این هدررفت می تواند بر روی خصوصیات مختلف(فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی) خاک اثر گذار باشد.از مهم ترین اثرات فرسایش بر خصوصیات فیزیکی خاک می توان به از بین رفتن ساختمان خاک و کاهش نفوذپذیری آن، کاهش ظرفیت ذخیره ی آب در خاک، سله بستن، متراکم شدن و سخت شدن خاک، خارج شدن ذرات کلوییدی و رسی از سطح خاک، کاهش عمق خاک و کاهش سطح زیر کشت اشاره نمود. از جمله اختلال های شیمیایی و تغذیه ای مربوط به فرسایش می توان کاهش ظرفیت تبادل کاتیونی و کمبود عناصر غذایی را نام برد، همچنین فرسایش، خاک سطحی را از بین می برد. این لایه ی سطحی، دارای مقدار زیادی مواد آلی است و به لحاظ بیولوژیکی، بسیار فعال می باشد. درنتیجه، با از دست رفتن خاک سطحی، قابلیت عموم گیاهان برای رشد از بین می رود و یا محدود می گردد که پیامد این موضوع، تغییر پوشش به سمت گیاهان نامناسب و غیردلخواه (مانند علف ها و یا نمونه های بوته ای) می باشد.
۲-۴-۲- اثرات فرسایش در خارج از محل
با جدا سازی رسوبات و عناصر غذایی از خاک اصلی و انتقال آن ها به اراضی پایین دست فشار های جدیدی بر این اراضی وارد می شوند که ناشی از اثرات بیرونی فرسایش خاک می باشند. از مهم ترین این اثرات می توان به رسوب گذاری در مخازن و سد ها، کاهش عملکرد محصول و به خطر افتادن سلامتی انسان اشاره نمود که به توضیح مختصر برخی از این اثرات اشاره شده است.
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۴
۲-۴-۲-۱- اثرات فرسایش در پر شدن سریع سدها
با تجمع رسوبات فرسایش یافته در درون دریاچه ی سد، ظرفیت آن برای ذخیره آب، نگهداری سیلاب و تولید نیروی برق، به طور مداوم کاهش می یابد، از طرفی، هزینه های لایروبی، تخلیه، تصفیه و فعالیت های ساختمانی برای رفع این مشکلات را نیز باید مد نظر داشت. آمارهای وزارت نیرو نشان می دهد که سالانه حدود۱۸۰ میلیون متر مکعب رسوب درمخازن سد های کشور ترسیب می شود که در خوشبینانه ترین شرایط، هزینه ای بالغ بر ۱۱۴۵میلیارد ریال بر کشور تحمیل می کند (اسمعلی و عبداللهی، ۱۳۸۹). به طور کلی، هر چه خاک های حوضه آبخیز، بیشتر فرسایش یابند؛ به همان نسبت، مواد بیشتری در پشت سد تجمع می یابد و روی هم انباشته می شوند، در نتیجه عمر سد(مدت بهره برداری از آن) کوتاه تر می گردد.
۲-۴-۲-۲- اثرات فرسایش برکاهش حاصلخیزی خاک
فرسایش خاک به عنوان عامل مهمی در کاهش حاصلخیزی شناخته شده است. حذف خاک از اراضی کشور توسط فرسایش، پتانسل طولانی مدت تولید محصول را کاهش می دهد. بر اثر فرسایش، خاک سطحى که از نظر کشاورزی، فعال ترین و حاصلخیزترین قسمت پوسته ی جامد زمین است، فرسوده می شود و در نتیجه، باردهی آن کاهش می یابد. چنانچه فرسایش بسیار شدید باشد موجب می گردد که اراضی به صورت متروکه رها شوند. به طور کلی، می توان اظهار داشت که فرسایش از عوامل پایین آورنده ی بازده زمین های کشاورزی محسوب می شود و در واقع خاک را از بین می برد. حاصلخیزی خاک، نه تنها بر اثر فرسایش کاهش می یابد، بلکه بر اثر تجمع آبرفت های نامرغوب و بادرفت های شور در سطح زمین نیز در معرض خطر قرار می گیرد. اغلب مشاهده شده است که زمین، بسیار حاصلخیز بوده است؛ ولی بر اثر جاری شدن سیلاب های شور و یا بادرفت های شور در سطح آن، حاصلخیز خود را از دست داده است. پیش از این اشاره گردید که فرسایش، موجب کاهش مواد آلی خاک می گردد. حال چنانچه قابلیت نفوذ آب یا هوا در خاک، بر اثر کم شدن یا از بین رفتن ماده ی آلی و تاثیر سایر عوامل کاهش یابد، خاکدانه ها متلاشی و از هم جدا می شوند. در نتیجه، ساختمان خاک متراکم می گردد. در چنین حالتی، در فصل مرطوب، محیط نامساعد و خفه کننده ای در خاک به وجود می آید؛ زیرا آب و هوا نمی توانند در خاک نفوذ کنند و همچنین، خاک قادرنیست که آب را برای فصل خشکی در خود ذخیره کند. در چنین محیطی، به تدریج موجودات کوچک خاکزی(میکروارگانیزم ها) از بین می روند و هوموس خاک تلف می شود. بنابراین، با از بین رفتن هوموس و موجودات زنده، حاصلخیزی خاک به کلی از دست می رود.
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۵
۲-۴-۲-۳- اثرات فرسایش بر کاهش عملکرد گیاه
کمی کردن اثر فرسایش خاک بر عملکرد محصول، کار پیچیده ای است؛ به این دلیل که باید ارزیابی دقیقی از اثرات متقابل بین خصوصیات خاک، مشخصات محصول و اقلیم صورت گیرد.
اثرات فرسایش بر عملکرد گیاه، به صورت تجمعی است و حتی مدت ها بعد از شروع فرسایش شدید هم قابل مشاهده نمی باشد. به طور کلی، فرسایش خاک، از طریق اتلاف هوموس و عناصر غذایی، تخریب ساختمان، کاهش عمق خاک و نیز کاهش ظرفیت نگهداری آب خاک، عملکرد محصول را کاهش می دهد.
۲-۴-۲-۴- اثرات فرسایش بر سلامتی انسان
ذرات ریزی که در اثر فرسایش(به ویژه فرسایش بادی) انتقال می یابند، خطرات عمده ای را برای سلامتی انسان به بار می آورند. ذراتی که در اندازه ی سیلت می باشند، به طور معمول، توسط موهای بینی تصفیه می شوند و یا در لایه ی کرک دار لوله های تنفسی و نایژه ها رسوب می یابند. این در حالی است که ذرات کوچک تر (در حد و اندازه های رس)، از این اندام های دفاعی عبور می کنند و در کیسه های هوایی شش ها تجمع می یابند. خود این ذرات، موجب ملتهب شدن شش ها می گردند؛ اما ممکن است که حاوی مواد سمی نیز باشند که در این صورت، خسارت های بیشتری را به همراه خواهد داشت. برای مثال، ممکن است که ذرات رس موجود در هوا، دارای رس های ریز و سوزنی شکل از نوع رس های فیبری (مانند سپیولایت) باشند که با ورود آن ها به دستگاه تنفسی، ایجاد خراش هایی بر روی سامانه ی تنفسی انسان می کنند و موجب خونریزهای داخلی می شوند.
۲-۵- حد قابل قبول فرسایش
با توجه به پیامد های ناگوار فرسایش، کارشناسان و متخصصان باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از پیدایش فرسایش انجام دهند. حال، یک پرسش اساسی مطرح می باشد و آن اینکه “حد فرسایشی که ما در آن حد احساس می کنیم دیگر نبایستی فرسایش را تحمل کرد، بلکه بایستی در مورد آن کاری انجام داد کجاست؟”
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۶
معمولا به این پرسش ، اینطور پاسخ داده می شود که هدف متخصصین حفاظت خاک اطمینان از این موضوع است که از زمین به ترتیبی استفاده شود که این کاربری بتواند به طور مستمر ادامه یابد. یعنی هیچ گونه تخریب تدریجی خاک صورت نپذیرد. این هدف، زمانی تحقق می یابد که سرعت از دست رفتن خاک، بیشتر از سرعت تشکیل آن نباشد. هنگامی میزان فرسایش، کمتر از مقدار تشکیل خاک یا برابر با آن است که خصوصیات خاک (مانند بافت، حاصلخیزی و عمق خاک ) در طول زمان ثابت بمانند. سرعت تشکیل خاک را نمی توان به دقت اندازه گیری کرد؛ ولی در شرایط طبیعی(ثابت بودن خصوصیات خاک با گذشت زمان )، حود ۳۰۰سال طول می کشد تا ۲۵میلی متر خاک سطحی تشکیل شود (بنت،۱۹۳۹). این مدت برای وقتی که بهم خوردگی، هوا دیدگی و شستشوی خاک با عملیات تهیه ی زمین، سرعت می گیرند به حدود ۳۰سال تقلیل می یابد.
در واقع، منظور از فرسایش قابل قبول، عبارت از حداکثر مقدار خاکی است که هر سال می تواند به وسیله فرسایش در یک خاک معین، بدون تاثیر در توان تولید درازمدت آن خاک به هدر رود. مقدار فرسایش قابل قبول، در حال حاظر نه براساس اطلاعات دقیق پژوهشی، بلکه بر مبنای بهترین قضاوت پژوهشگران صاحب نظر استوار می باشد. بایستی توجه داشت که میزان قابل قبول خاک از دست رفته ثابت نمی باشد و به تعدادی از عوامل کیفی و مدیریتی خاک (مانند عمق خاک، مقدار ماده ی آلی خاک و استفاده از عملیات مهار آب) بستگی دارد.
اگر خاک رخی از یک خاک عمیق با حاصلخیزی یکسان در تمام سطوح تشکیل شده باشد از دست دادن ۲۵میلی متر خاک در طول ۳۰سال خطر جدی در بر ندارد. حال آنکه از دست رفتن همین مقدار خاک از خاک رخ تشکیل شده از چند سانتی متر خاک بروی صخره های سخت، فاجعه آمیز است. بدین ترتیب ارقامی که به عنوان حد قابل قبول فرسایش مورد استفاده قرار می گیرند، به ندرت از ۵/۱۲ تن در هکتار در سال بالا ترهستند برای مثال در خاک های آمریکا ارقام بین ۵/۲ تا۵/۱۲ تن در هکتار در سال متداول می باشد. درآفریقا مرکزی رقم ۱۰تن در هکتار درسال برای خاک های شنی و۵/۱۲ تن درهکتار در سال برای خاک های رسی به کار می رود. در هر حال با توجه به حد قابل قبول فرسایش نه تنها می توان به منظور حفظ توان تولید خاک های با خصوصیات مختلف برنامه ریزی و مدیرت نمود؛ بلکه می توان از این ویژگی در ارزیابی و تعیین برنامه های نظارتی متعدد بهره گرفت.
مفاهیم وپیشینه تحقیق ۱۷
۲-۶- مراحل مختلف فرسایش
فرسایش به هر شیوه ای که صورت گیرد دارای سه مرحله ی اساسی می با شد که در زیر به توضیح آن پرداخته شده است.
۲-۶-۱- جدا شدن ذرات از توده های اصلی خاک
در این مرحله، ابتدا خاکدانه ها بر اثر از بین رفتن هوموس و کلویید های خاک، چسبندگی خود را از دست می دهد و از هم می پاشند. در نتیجه، خاک آماده ی فرسایش می شود در چنین وضعی، لایه ی سطح خاک که حاصلخیزترین قسمت آن است، به طور ناگهانی به تدریج توسط آب یا باد از جای خود کنده می شود. پس از فرسایش خاک رویی، لایه های غیر حاصلخیز زیری یا سنگ مادر آن ظاهر می گردد. عواملی مانند انجماد و ذوب متناوب، ضربه ی قطره های باران و جریان آب، اثر جدا کنندگی دارند و مواد را برای شسته شدن آماده می کنند.
۲-۶-۲- انتقال ذرات جدا شده
چون ذرات خاک، چسبندگی خود را از دست داده اند، نمی توانند در مقابل جریان های شدید آب ها یا بادهای تند مقاومت کنند. در نتیجه، از جای خود کنده می شوند و به نقطه ای دیگر منتقل می گردند.
مسافتی را که آب یا باد، مواد را با خود می برند، به عوامل مختلفی بستگی دارد که ازجمله می توان به شدت آب یا باد، شیب زمین، ریزی و درشتی آبرفت ها یا بادرفت ها هم چنین، مسطح و وسیع بودن جلگه ها و دشت ها اشاره نمود.
۲-۶-۳- تجمع و انباشته شدن مواد
آبرفت ها به تدریج که از شدت جریان آب و شیب زمین کاسته می شود، از حرکت باز می مانند و در سطح زمین رسوب می کنند؛ به طوری که ابتدا ذرات درشت تر و سپس ذرات ریزتر بر جای می مانند، در بعضی موارد، تجمع مواد آبرفتی به قدری زیاد است که یک طبقه ی رسوبی قابل توجه را تشکیل می دهند. بادرفت ها نیز هر جا به مانع(مانند گیاه، دیوار، سنگ و غیره)برخورد کنند، روی هم انباشته می شوند. این مواد در شرایط فوق العاده، تشکیل تپه های بزرگ و حتی توده های عظیم ماسه ای را می دهند. توده های عظیم ماسه ای(تلماسه های) جنوب شرق ایران که با ارتفاع حدود۲۰۰متر، مساحتی حدود"۱۶۲×۵۲” کیلومتر را اشغال کرده اند، نمونه ای از این بادرفت ها می باشند
مفاهیم و پیشینه تحقیق ۱۸
۲-۷- مهم ترین مناطق مستعد فرسایش
مناطق نیمه خشک و نیمه مرطوب دنیا (به ویژه چین، هندوستان، غرب آمریکا، روسیه ی مرکزی و نواحی مدیترانه ای)، سخت در معرض فرسایش قرار دارند. مشکل فرسایش خاک در این مناطق، همراه با نیاز شدید به حفاظت آب و موضوع حساس بودن شرایط اکولوژیکی محیط است؛ به طوری که حذف پوشش گیاهی (چه به صورت چرای دام و چه به شکل برداشت محصول)، باعث کاهش سریع مواد آلی می شود که تخریب خاک و خطر کویری شدن آن را در پی خواهد داشت.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 76
  • 77
  • 78
  • ...
  • 79
  • ...
  • 80
  • 81
  • 82
  • ...
  • 83
  • ...
  • 84
  • 85
  • 86
  • ...
  • 107

آخرین مطالب

  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره بررسی خواص فیزیکی، ...
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : نگارش پایان نامه درباره :رابطه پایبندی مذهبی با رضامندی ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : بررسی ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : یک چارچوب ...
  • منابع پایان نامه درباره آسیب شناسی روابط دولت و ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با طراحی بهینه ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع مدل سازی ترک ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی رابطه ...
  • پژوهش های پیشین با موضوع شناسایی و بررسی مؤلفه های ...
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بررسی اثر تعدیلی ...
  • مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی تلفات ناشی ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد ویژگی های فیزیکی ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : مطالب پژوهشی درباره ژنوتایپینگ سویه های سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : بررسی ...
  • سایت دانلود پایان نامه: منابع دانشگاهی برای مقاله و پایان نامه : بررسی ...
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع : آنالیز مولکولی ژن ...
  • منابع علمی پایان نامه : دانلود منابع پایان نامه درباره بررسی روند تغییرات یخبندانهای زود ...
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : پژوهش های پیشین در مورد اثرکود نیتروژن و فاضلاب خام ...
  • دانلود منابع پژوهشی : راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره شبیه‌سازی رایانه‌ای رشد ...
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد مبانی تدوین الگوی اسلامی ...
  • توصیه های اصلی و اساسی درباره آرایش دخترانه که باید حتما در نظر بگیرید
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره ارزیابی اثرات زیست محیطی EIAانتقال ...

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 درآمدزایی از تبلیغات پاپ آپ
 تغییر شخصیت برای محبوبیت
 معرفی نژاد سگ اسکیمو
 سوءتفاهم در روابط عاشقانه
 بازاریابی موفق در توییتر
 استفاده ایمن از جلیقه پرواز طوطی
 فروش عکس های سه بعدی آنلاین
 غلبه بر ترس و شک در رابطه
 بیماری های پوستی گربه ها
 تشخیص جنسیت طوطی گرینچیک
 تعادل در رابطه عاطفی
 نوشتن متا تایتل جذاب
 معرفی نژاد سگ مالینویز
 جذب دختران برای ازدواج
 تبلیغات در وبسایت درآمدزا
 روانشناسی عاشق شدن مردان
 درمان اسهال گربه خانگی
 بیماری های شایع سگ ها
 کک و کنه در گربه ها
 حفظ مشتری کسب و کار
 علت سردی مردان در رابطه
 تغذیه مناسب سگ خانگی
 استفاده حرفه ای از Jasper
 علائم کلسیویروس گربه
 معرفی گربه‌های DSH
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان