مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پژوهش های انجام شده در رابطه با مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-عموم آیه شامل عقوبت قصاص نیز می شود بنابر این در کتاب(تفضیل الایات القرآت الحکیم) زیر عنوان قصاص ذکر شده است
آیه ۴۰ از سوره شورا:
«و جزاء سیئه سیئه مثلها»
با عنایت به این آیه و سخن علامه در زیر آیه ۱۹۴ سوره بقره که ملاک جواز قصاص را تعدی به مثل می داند(با توجه به متن ماده) جای هیچ شک و شبهه ای در وجوب قصاص باقی نمی ماند .
مبانی روایی قصاص :
۱- روایت علی ابن ابراهیم:
علی ابن ابراهیم گفت:قتل عمد بر سه قسم است:در یک قسم آن قود (قصاص)یا دیه واجب است و در قسم دیگر قود و کفاره و در قسم سوم آتش واجب است؛ اما قسمی که در آن قود یا دیه واجب است در موردی است که فردی ، شخصی را به سببی از اسباب دنیوی مانند غضب یا حسد می کشد ، پس واجب است که کشته شود یا اولیای دم ، دیه را قبول کنند .« علی ابن ابراهیم قال:قتل العمد علی ثلاثه ضروب ، فمنه ما یجب فیه القود او الدیه و ما یجب فیه القود و الکفاره و منه ما یجب فیه النار فاما ما یجب فیه القود او الدیه فرجل یقصد رجلا علی غیر دین و لکنه لسبب من اسباب الدنیا ، لغضب ائ حسد فیقتله ، فیقاد به او یقبل الاولیاء الدیه…»[۲۹]
۲-روایت ابن بکیر:
کسی که شخصی را بکشد چه با شی کوچک چه بزرگ باید قصاص شود
فی روایهابن بکیر قال:قال ابو عبد الله (ع)کل من قتل بشیء صغیراً او کبیر بعد ان یتعمد فعلیه القود.[۳۰]
-ملا ک قتل عمد این است که با التی که غالبا کشنده است به قصد کشتن بزند«عن احدهما (ع) قال:قتل العمد کل ما عمد بعه الضرب فیه القود»[۳۱]
-کسی که شخصی را به عمد بزند و آن شخص بمیردکشتن او واجب است .عن ابی عبد الله(ع):من قصد الی ضرب احداً متعمداً بما کان فمات من ضربه فهو عمد یجب به القود
در کتاب کافى و تفسیر عیاشى در ذیل آیه۳۲سوره مائده از امام صادق (ع) چنین نقل شده که فرمود : من قتل مؤمنا على دینه فذلک المتعمد الذى قال اللَّه تعالى عز و جل فى کتابه وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً؛ هر کس مومنی را به خاطر ایمانش بکشد او مصداق قاتل عمد است که خداوند در قرآن برایش عذابی بزرگ تدارک دیده است .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مبانی دیه در آیات و روایات:
مبانی قرآنی دیه:
در قران کریم در یک آیه به اصل دیه دلالت دارد ولی نسبت به مقدار آن ساکت است .
آیه ۹۲سوره نسا ء:
بی شک، برای این که این قضیه روشن شود، باید از قرآن کریم و فهم جایگاه موضوع آغاز کرد. تردیدی نیست که مبنای مهم و اصلی این حکم تنها در قرآن کریم، این آیه شریفه است:
وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ إِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً.
هیچ مؤمنى را نرسد که مؤمن دیگر را جز به خطا بکشد. و هر کس که مؤمنى را به خطا بکشد، باید که بنده‏اى مؤمن را آزاد کند و خونبهایش را به خانواده‏اش تسلیم کند، مگر آنکه خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، مؤمن و از قومى است که دشمن شماست، فقط بنده مؤمنى را آزاد کند و اگر از قومى است که با شما پیمان بسته‏اند، خونبها به خانواده‏اش پرداخت شود و بنده مؤمنى را آزاد کند و هر کس که بنده‏اى نیابد براى توبه دو ماه پى در پى روزه بگیرد و خدا دانا و حکیم است.
هر چند تمام بحث و محل شاهد در این آیه، جمله: «وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى‏ أَهْلِهِ» است، اما لازم است که نخست نکات ادبی و بیانی آیه و خصوصیات کلام، روشن شود، مانند تفاوت میان موردی که قتل ناشی از خطای فرد باشد، با جایی که از عمد انجام شده، و مسائلی چند. از این رو پرسشهایی در باره این آیه مطرح است: اولاً، منظور از دیه چیست؟ ثانیاً، آیا قید مؤمن در این آیه موضوعیت دارد و این حکم کیفری شامل غیر مؤمن نمی شود؟ ثالثاً، آیا لفظ مؤمن ناظر به مرد است و شامل زن نمی شود، یا آیه همانند آیات دیگر بیانگر احکام - صرف نظر از روایات - عمومیت حکم را بیان می کند و تذکیر آن از باب غلبه و کاربرد زبانی دارد، مانند آیات دیگری که به شکل مذکر آمده است؟ نظر فقهی که در این مورد می توان بیان کرد نظر آقای: « حمزه علی بن زهره معروف به ابن زهره نیز نصف بودن دیه زن نسبت به دیه مرد را مورد اتفاق همه فقها دانسته و می گوید :
دیه زن نصف دیه مرد است . در این زمینه هیچ نظر مخالفی وجود ندارد ، « ابن علیه» و اصم گفته اند که دیه آنها با هم برابر است . اما روایتی که از طریق ایشان {اهل سنت } از پیامبر ، که بر اوسلام باد نقل شده و در آن آمده است : « دیه زن نصف دیه مرد است » بر خلاف نظر این دو دلالت دارد.
مبانی روایی دیه:
سوال کردم از امام صادق(ع) از مردی که به واسطه قصاص کشته شده است آیا دیه به او تعلق می گیرد؟ حضرت در جواب فرمودند که اگر چنین بود (در مقابل قصاص جانی حق دیه داشت)احدی قصاص نمی شد
و فرمود کسی که به واسطه قصاص کشته شود دیه ای به او تعلق نمی گیرد(عن ابی عبد الله فی حدیث قال:سالته عن رجل قتله القصاص له دیه فقال:لو کان ذالک کم یقتص من احد و قال من قتله الحد فلا دیه له)[۳۲]
امام محمد باقر و امام محمد صادق (ع)فرمودند کسی که به واسطه قصاص کشته شود دیه ای به او تعلق نمی گیرد(قال ابو جعفر و ابو عبد الله (ع) من قتله القصاص فلا دیه له )[۳۳]
به نقل از دعاءم الاسلام از امیر المومنین (ع) فرموده اند کسی که بر او حد اقامه شود و در نتیجه آن بمیرد نه دیه ای به او تعلق می گیرد و نه (از طرف او کسی ) قصاص می شود. (دعائم الاسلام عن امیر المو منین(ع)انه قال من اقیم علیه حد فمات فلا دیه و لا قود)
تمامی این روایتها و روایتهای هم ردیف دیگر دلالت بر اینکه اگر شخص به واسطه ی قصاص یا حد کشته شود ، دیه ای به او تعلق نمی گیرد .در اینجا لفظ دیه مطلق بوده شامل دیه نفس و جراحات می شود و مفهوما دلالت دارند بر اینکه ، اگر شخصی به واسطه ی قصاص یا حد کشته نشد دیه بر او تعلق خواهد گرفت.
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ ابْنَ أَبِی لَیْلَى یَقُولُ کَانَتِ الدِّیَهُ فِی الْجَاهِلِیَّهِ مِائَهً مِنَ الْإِبِلِ فَأَقَرَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ إِنَّهُ فَرَضَ عَلَى أَهْلِ الْبَقَرِ مِائَتَیْ بَقَرَهٍ وَ فَرَضَ عَلَى أَهْلِ الشَّاهِ أَلْفَ شَاهٍ ثَنِیَّهٍ وَ عَلَى أَهْلِ الذَّهَبِ أَلْفَ دِینَارٍ وَ عَلَى أَهْلِ الْوَرِقِ عَشَرَهَ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ عَلَى أَهْلِ الْیَمَنِ الْحُلَلَ مِائَتَیْ حُلَّهٍ. قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا رَوَى ابْنُ أَبِی لَیْلَى فَقَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع یَقُولُ الدِّیَهُ أَلْفُ دِینَارٍ (وَ قِیمَهُ الدِّینَارِ عَشَرَهُ دَرَاهِمَ وَ عَشَرَهُ آلَافٍ لِأَهْلِ الْأَمْصَارِ) وَ عَلَى أَهْلِ‏ الْبَوَادِی مِائَهٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ لِأَهْلِ السَّوَادِ مِائَتَا بَقَرَهٍ أَوْ أَلْفُ شَاهٍ .[۳۴]
در این روایت که از عبدالرحمان بن حجاج نقل شده، آمده است: از ابن ابى لیلى، از علماى اهل سنت، شنیدم که مى‏گفت: دیه در جاهلیت صد شتر بود و پیامبر(ص) همان را تثبیت کرد و سپس مقرر فرمود کسانى که گاو دارند دویست گاو و کسانى که گوسفند دارند هزار گوسفند و کسانى که پول طلا یا نقره دارند یک هزار دینار یا ده هزار درهم بدهند و بر اهالى یمن مقرر داشت که دویست دست لباس (حله یمانى) بدهند. عبدالرحمان بن حجاج مى‏گوید این روایت ابن ابى لیلى را به امام صادق(ع) عرض کردم و از صحت و سقم آن پرسیدم. امام(ع) فرمود: حضرت على(ع) مى‏گفت: دیه، هزار دینار است و قیمت هر دینار ده درهم و بنابراین مقدار دیه ده هزار درهم است‏، براى ساکنین شهرها; ولى بادیه‏نشینان باید صد شتر بدهند و روستاییان دویست گاو یا هزار گوسفند باید بدهند.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَهِ وَ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً قِیدَ مِنْهُ إِلَّا أَنْ یَرْضَى أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ أَنْ یَقْبَلُوا الدِّیَهَ، فَإِنْ رَضُوا بِالدِّیَهِ وَ أَحَبَّ ذَلِکَ الْقَاتِلُ فَالدِّیَهُ اثْنَا عَشَرَ أَلْفاً أَوْ أَلْفُ دِینَارٍ أَوْ مِائَهٌ مِنَ‏ الْإِبِلِ وَ إِنْ کَانَ فِی أَرْضٍ فِیهَا الدَّنَانِیرُ فَأَلْفُ دِینَارٍ وَ إِنْ کَانَ فِی أَرْضٍ فِیهَا الْإِبِلُ فَمِائَهٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ إِنْ کَانَ فِی أَرْضٍ فِیهَا الدَّرَاهِمُ فَدَرَاهِمُ بِحِسَابِ (ذَلِکَ) اثْنَا عَشَرَ أَلْفاً . [۳۵]
عبد الله بن سنان می گوید از امام صادق شنیدم که می گفت: جمله: «مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً مُتَعَمِّدا»ً، (کسی که مؤمنی را از روی عمد بکشد)، قیدی در حکم است، مگر این که اولیای مقتول به دیه راضی شوند، در این صورت اگر آنان به دیه راضی شدند و خود قاتل هم موافقت کرد، دیه ۱۲۰۰۰درهم، یا ۱۰۰۰دینار یا صد شتر خواهد بود. و اگر در سرزمینی هستند که دینار رایج است، ۱۰۰۰دینار و اگر شتر رایج است، یکصدشتر و اگر درهم رایج است، معیار همان درهم است متناسب با ارزش آن که ۱۲۰۰۰باشد.
در این روایات صحیحه که در بیان مطلق انسان است، تنها بیان شرایط و مقتضیات منطقه پرداخت دیه از دینار و شتر و درهم و مقدار دیه صرف نظر از جنسیت است.
عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ‏ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زِیَادِ بْنِ سُوقَهَ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ عُتَیْبَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ الدِّیَاتِ إِنَّمَا کَانَتْ تُؤْخَذُ قَبْلَ الْیَوْمِ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ قَالَ فَقَالَ إِنَّمَا کَانَ ذَلِکَ فِی الْبَوَادِی قَبْلَ الْإِسْلَامِ، فَلَمَّا ظَهَرَ الْإِسْلَامُ وَ کَثُرَتِ الْوَرِقُ فِی النَّاسِ قَسَمَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع عَلَى الْوَرِقِ. قَالَ الْحَکَمُ قُلْتُ: أَ رَأَیْتَ مَنْ کَانَ الْیَوْمَ مِنْ أَهْلِ الْبَوَادِی مَا الَّذِی یُؤْخَذُ مِنْهُمْ فِی الدِّیَهِ الْیَوْمَ إِبِلٌ أَوْ وَرِقٌ، فَقَالَ الْإِبِلُ الْیَوْمَ مِثْلُ الْوَرِقِ بَلْ هِیَ أَفْضَلُ مِنَ الْوَرِقِ فِی الدِّیَهِ، إِنَّهُمْ کَانُوا یَأْخُذُونَ مِنْهُمْ فِی دِیَهِ الْخَطَإِ مِائَهً مِنَ الْإِبِلِ یُحْسَبُ لِکُلِّ بَعِیرٍ مِائَهُ دِرْهَمٍ فَذَلِکَ عَشَرَهُ آلَافٍ. قُلْتُ لَهُ: فَمَا أَسْنَانُ الْمِائَهِ بَعِیرٍ، فَقَالَ مَا حَالَ عَلَیْهِ الْحَوْلُ . وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ وَ کَذَا الصَّدُوقُ‏[۳۶] .
در این روایات کاملاً نشان می دهند که موضوع دیه پیش از اسلام به همین اندازه تعیین شده بود و پیامبر و یا امیر مؤمنان مناسب با شرایط و تحولات صورت گرفته، تفاوتهایی را تعیین می فرمودند، چنانکه در متن روایت ذکر شده: بَلْ هِیَ أَفْضَلُ مِنَ الْوَرِقِ فِی الدِّیَه.
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ، قَالَ دِیَهُ الْمَرْأَهِ نِصْفُ دِیَهِ الرَّجُلِ[۳۷].
در صحیحه، دیه زن نصف دیه مرد تعیین شده است. اما این حدیث به جهت سند با مشکل مواجه است، زیرا از یک سو، در سند، محمد بن عیسی از یونس است و محمد بن الحسن الولید روایت او را در جایی که به تنهایی نقل کرده باشد، مردود شمرده و از سوی دیگر وثاقت محمد بن عیسی از سوی جمعی از علما انکار شده و حداکثر در صورت تعارض محل اختلاف و تردید است[۳۸].
مبحث دوم: تحولات تاریخی دیه و قصاص
دیه در قانون مجازات اسلامى، که پیش از اسلام وجود داشته، پیشینه تاریخی دارد و مناسب با احوال و عقلانیت آن منطقه و فلسفه حقوقی مشخص وضع شده است. از این لحاظ فلسفه وضع آن، ناشناخته نبوده و جنبه ماورایی نداشته است. برای این وضع شده تا کسی که اقدام به جنایت خطایی کرده، ضرر و زیان ناشی از فقدان فرد را جبران گردد، و به عنوان جریمه بر مجرم اعمال مى‏شود تا بر شخص مرتکب قتل یا جرح بار ‏شود. البته میزان و مقدار آن در روایات نبوی و اهل بیت (ع) با اقرار و تأیید از روش گذشته مشخص شده، اما روشن است که این قانون کیفری، همه آن چیزی نبوده که در جزیره العرب و پیش از اسلام جریان داشته است؛ زیرا احکام کیفری اسلام هر چند از متن واقعیات و نیازهای آن عصر برخاسته، و مسائل و مشکلات آن منطقه را در نظر گرفته، اما این گونه نبوده که همه قوانینی بوده که پیش از آن عمل می شده است. برای نمونه در آنجا دیه رئیس قبیله بیش از سایر افراد بود. دیه فرد عادى از قبیله اى که قوى تر بود، بیش تر از دیه قبیله ضعیف بود; دیه مرد دو برابر زن بود; دیه فرد آزاد بیش تر از دیه بنده بود; اگر کسى امکان پرداخت بدهى خود را نداشت، بنده طلب کار خود مى شد; خانواده در تحویل جانى به حاکم و رئیس قبیله مسئول بود و چنان چه مجرم فرارى می شد و او را تحویل نمی دادند، اموال آن ها ضبط و تا زمان تحویل جانى، مصادره مى شد، اما قرآن همه آنها را نپذیرفت و تنها یک دسته از این احکام را امضا کرد و برخی دیگر را رد کرد، و برخی دیگر را به سکوت گذراند
گفتار نخست : تحولات تاریخی قصاص
قصاص در دوران قبل از اسلام:
قبل از اسلام اعرابی که در شبه جزیره عربستان زندگی می کردند قانون و نظام واحدی نداشتند و پیرو اصول،رسوم و عادت خاصی بودند و زور و قدرت راه و رسمشان بود که حدو مرز معینی نداشت [۳۹].یعنی اگر فردی از قبیله ای توسط فرد دیگری از قبیله دیگر به قتل می رسید مجنی علیه قصاص را محدود به جانی نمی دانستند و همه را مستوجب کیفر دانسته و ازتمامی آنان انتقام شخصی می گرفتند .
در نزد اعراب قبل از اسلام خون خواهی و انتقام فردی وسیله ای برای ریشه کن کردن ظلم و بیشتر برای ارضاء غریزه انتقام جوئی نزد اعراب بوده است آنان معتقد بودند «یقتل انفی للقتل – کشتن جانی بیشتر جلوی ارتکاب قتل را می گیرد[۴۰]»
در مذهب روم قدیم اگر شخصی مرتکب قتل می شد در صورتی که آن قتل ، قتل عمدی می بود مجازات آن را اعدام و در صورتی که قتل ،قتل خطایی بود مجازات آن را کفاره می دانستند . بعد از این دوره در روم قدیم قانون جدیدی به تصویب رسید که در این قانون مجازات گوناگونی برای قتل پیش بینی شده بود که عبارت بودند از :نفی ولد برای افرادی که از طبقه متوسط بودند و دیگر به دار آویختن که مختص به طبقه پایین جامعه بود .
یکى از حوادث مهم در تاریخ روم قدیم، نوشته شدن قوانین، مقرّرات و آداب سلوک فردى و اجتماعى بر روى الواح دوازده‏گانه بود که در تاریخ نیز به همین نام شناخته مى‏شوند[۴۱]. این کار که توسط یک مجموعه ده نفرى از خواص که «قضات عشره» یا «دسمویر» نامیده مى‏شدند انجام شد، در واقع آغاز پیدایش قانون مکتوب در تاریخ روم مى‏باشد و قبل از آن، قانون، چیزى جز مخلوطى از عادات قبیله‏اى، رسوم و اوامر کشیشان نبود، به همین دلیل جزئى از دین به حساب آمده و داراى صبغه دینى بودبه گونه‏اى که گاهى به تغییر قوانین به نفع بعضى از اقشار جامعه متهم مى‏شدند و در واقع به دل‏خواه خود قوانین را که فقط در اختیار خود آن‏ها بود تغییر مى‏دادند.
با پدید آمدن الواح دوازده‏گانه، در واقع یک انقلاب در تاریخ تمدن و فرهنگ روم به وجود آمد که دو نتیجه مهم در پى داشت: اول این که قانون در روم براى همه شناخته شده و در میان مردم منتشر گردید و آن‏ها مى‏دانستند که چگونه باید روابط خود را با یک‏دیگر تنظیم نمایند و نیازى به مراجعه به کشیشان نداشتند و در واقع حق تشریع و قانون‏گذارى از آن‏ها سلب گردید. به دنبال این تحول، قوانین مدوّن در الواح دوازده‏گانه با تغییرات و تمهیدهایى که در آن به وجود آمد، در طول نه قرن، اساس قانون در روم محسوب مى‏شد.
از نظر ماهوى این مجموعه قوانین یکى از شدیدترین مجموعه‏هاى قانونى است که در طول تاریخ تدوین شده است. از طرفى در این قانون، پدر داراى یک سلطه بى‏حدّ و مرز بر فرزندان خود بوده است؛ به گونه‏اى که مى‏توانست فرزند خود را زندانى کند یا بفروشد و حتى به قتل برساند و تنها اگر سه مرتبه او را مى‏فروخت از تحت سیطره پدر آزاد مى‏شد. از طرف دیگر، على رغم این که قانون، تساوى عموم در برابر قانون را اعلام مى‏کرد، لیکن مزاوجت خواص با عوام را جایز نمى‏دانست، زیرا عروسى خواص ازجمله مراسم مذهبى بوده و عوام نمى‏توانستند در آن شرکت کنند، امّا چند سال بعد عوام متموّل اجازه یافتند با خواص کفو باشند و مزاوجت کنند[۴۲].حق مالکیّت افراد تاآن‏جا موردتوجه بوده است که اگر سارقى در حال سرقت دست‏گیر مى‏شد، برده‏صاحب‏مال مى‏شد، هم‏چنین اگر مقروض نمى‏توانست دِین خود را ادا نماید، طلب‏کار حق داشت او را به قتل برساند و هرگاه تعداد طلب‏کاران از یک‏نفر تجاوز مى‏کرد، مى‏توانستند بعد از شصت روز بدن مقروض را قطعه قطعه کنند. مجازات‏هاى پیش بینى شده در این قانون عبارت بودند از:
جریمه نقدى، استرقاق، اعدام و قصاص. جریمه نقدى، براى هر یک از جرایم دقیقاً تعیین شده و براى شخص آزاد دو برابر عبد جریمه نقدى مقرّر شده بود جرایمى مانند: قذف، رشوه، شکستن قسم، سرقت محصولات زراعى، اتلاف غلات همسایه در شب، اشتغال به سحر، ریختن سم در غذاى دیگرى، کشتن ناگهانى و اجتماع شبانه براى ایجاد فتنه داراى مجازات اعدام بودند و فرزندى که پدر خود را مى‏کشت به آب انداخته مى‏شد. در عین حال، حق استیناف براى محکومین به اعدام وجود داشت و محکوم علیه مى‏توانست به جاى اعدام از روم خارج شود و به همین دلیل على‏رغم وجود حکم اعدام در الواح دوازده‏گانه، این حکم به ندرت به مرحله اجرا درمى‏آمد[۴۳].
قاعده اصلى نزد عرب جاهلى این بود که مى‏گفتند: «القتل انفى للقتل؛ کشتن جانى بیش‏تر جلوى ارتکاب قتل را مى‏گیرد» و شاید مراد از آن، تقدم قصاص، بر گرفتن مال در مقابل قتل نفس بوده است و بر این اساس نظام خون‏خواهى و انتقام در میان آن‏ها پدید آمد که حد محدود و معینى نداشت و ممکن بود هر فردى از جماعت قاتل را بکشند و هر قدر بتوانند افراد قبیله جانى را از پا در آورند[۴۴].
عرب جاهلیّت، قصاص را که اکتفا نمودن به عین جنایت بود، فقط در یک صورت مى‏شناخت و آن، جایى بود که قبیله جانى، او را از میان خود بیرون کند و حمایت خود را از او بردارد، در این صورت میان جرم و جنایت برابرى برقرار مى‏شد، زیرا براى قبیله مجنى علیه راهى جز وارد نمودن عین جنایت به خود جانى باقى نمى‏ماند، اعم از این که آن جنایت قتل باشد یا قطع یا ضرب. البته در همین مورد نیز گاهى قبیله مجنى علیه به قتل جانى اکتفا نمى‏کردند، زیرا قبیله او را کفو و برابر با قبیله مجنى علیه نمى‏دانستند. بنابراین، حتى در این مورد نیز آن چه در میان اعراب جاهلى مرسوم بوده است غیر از آن چیزى است که در اسلام به عنوان قصاص مطرح است که در آینده این مطلب مورد بحث قرار خواهد گرفت.
بنابر آنچه در تورات آمده دین یهود قصاص را به عنوان یک اصل پذیرفته است در دین یهود عکس العمل در قبال قتل یعنی قصاص به دو گونه اعمال می گشت یکی به صورت اعدام بود که به شکل گوناگون چون سنگسار ، سوزاندن ،بدار کشیدن ، تیرباران کردن ،شمشیر زدن ،خفه کردن یا قطعه قطعه کردن اعمال می شد که در بین این اشکال سنگ سار بیشتر رایج بود دوم دادن دیه که در مورد قتل غیر عمدی مصداق پیدا می کردو تعیین آن به نظر حاکم بود و درصورت عدم توانایی بر پرداخت دیه توسط جانی تازیانه ها جایگزین دیه می شد[۴۵].
بر اساس آن چه از تورات موجود استفاده مى‏شود، قصاص و مقابله به مثل، یک اصل پذیرفته شده و مورد تأکید است و جانى هم در قتل و هم در جنایات کم‏تر از نفس محکوم به همان جنایتى است که بر مجنى‏علیه وارد نموده و حتى در بعضى موارد، حیوانات نیز در صورت ارتکاب قتل محکوم به مرگ (سنگ سار) هستند[۴۶].
در تورات دو نصّ شبیه آن چه قرآن کریم از تشریعات موسوى نقل مى‏کند[۴۷]. آمده است و هر دو به روشنى بر اصل قصاص دلالت دارند:
و اگر اذیّتى دیگر حاصل شود آن‏گاه جان به عوض جان بده و چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان و دست به عوض دست و پا به عوض پا و داغ به عوض داغ و زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه[۴۸].

نظر دهید »
دانلود منابع دانشگاهی : راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره : سیاست ‌های ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۵

 

کسب‌وکار

 

کارآفرینی با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات و ایجاد فضای مناسب کسب‌وکار رقابتی جهت اخذ سهم مناسب از بازارهای جهانی.

 

بسترسازی مؤثر برای توسعه‌ی کسب‌وکار، عرضه‌ی محصولات و خدمات در سطح ملی و بین‌المللی با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

کارآفرینی در حوزه‌های کسب‌وکار الکترونیکی با توسعه‌ی زیر‌ساخت‌های فناوری اطلاعات.
توسعه‌ی خوشه‌ها و شبکه‌های کسب‌وکار با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات.
گسترش و پیوند جامعه‌ی شبکه‌ی دفاتر کار برای انتخاب شغل افراد فارغ از شرایط سنی و جنسی جامعه

 

 

 

افزایش بهره‌وری
با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات
در تولید کالا و خدمات

 

گسترش کاربرد فناوری‌اطلاعات در واحدهای تولیدی و خدماتی
به کارگیری فناوری اطلاعات در شفاف سازی نظام اطلاعاتی تولید کالا و خدمات.
بسترسازی مناسب بابهره‌گیری از فناوری اطلاعات در جهت ارتقاء سطح بهره‌وری ملی و بخشی.
تلاش در جهت گسترش شبکه‌ها و فعالیت‌های اقتصادی و کار از راه دور جهت کاهش مصرف منابع انرژی، ترافیک و فشار بر منابع محیطی.
کاربرد فناوری اطلاعات در افزایش سرعت مبادلات پرحجم و با ارزش.
تشکیل بازارهای ترکیبی “بنگاه به بنگاه” و “بنگاه به مشتری” در ابعاد داخلی و خارجی.
تقویت بخش خصوصی با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات در بازاریابی و گسترش بازارهای بدون مرز.

 

 

 

چابک‌سازی فرایندهای کسب‌وکار با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات.

 

بازنگری و سازماندهی فرایندهای کسب‌وکار مبتنی بر کاربرد یکپارچه‌ی فناوری اطلاعات.
معماری سازمانی مبتنی بر فناوری اطلاعات جهت چابک‌سازی کسب‌وکار.
پیوند بین بخش فناوری اطلاعات و سایر بخش‌های اقتصادی جامعه.

 

 

 

شفاف‌سازی و
قابلیت اعتماد و اطمینان جامعه
به کسب‌وکار الکترونیکی

 

ایجاد نظام مالی، بانکی، گمرکی، بازرگانی، تجاری و حمل و نقل و… یکپارچه تجارت الکترونیکی.
ایجاد نظام بیمه‌یی درخصوص تجارت الکترونیکی.
ایجاد نظام صدور گواهی و احراز هویت الکترونیکی مطمئن.
کسب اطلاع مستمر از روندهای بازار و فناوری

 

 

 

۶

 

دولت

 

تدوین قوانین توسعه‌دهنده و تسهیل‌کننده فناوری اطلاعات برای بهره‌گیری فراگیر جامعه

 

اصلاح و وضع قوانین جهت تسهیل و تسریع در توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات متناسب با قدرت کنترل بازار
ترویج برون‌سپاری فعالیت‌های اطلاعات و ارتباطات به بخش خصوصی

 

 

 

استقرار نظام ملی نوآوری فناوری اطلاعات در کشور

 

ایجاد نظام ارزیابی برای انجام تنظیمات نهادی نظام نوآوری

 

 

 

استقرار نظام امنیت فضای الکترونیکی تبادل اطلاعات کشور

 

توسعه و تقویت صنعت بومی امنیت فناوری اطلاعات.

 

 

 

ایجاد شبکه‌های مادر زیرساخت ارتباطی امن و مطمئن برای دسترسی ارزان آحاد جامعه

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد بطلان رأی داوری در حقوق ایران ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

گفتار سوم - انتفای موضوع داوری
«اصولاً تنظیم قرارداد داوری برای این است که از قبل تکلیف رسیدگی به اختلاف احتمالی در موضوع خاص روشن باشد»[۱۷۲] و چنان‏که می‌دانیم «در بسیاری از موارد حتی قبل از اینکه اختلافی میان طرفین پدید آمده باشد یا پیش‌بینی موضوع، کلیه اختلافات احتمالی آتی به داوری ارجاع می‌شود،‌ حال چنانچه پیش از تنازع و اختلاف طرفین و یا پس از بروز اختلاف و در اثناء رسیدگی داوران موضوع قرارداد داوری از بین برود، مثلاً طرفین برای حل اختلاف در مورد مالکیت یک دستگاه خودرو داور انتخاب کنند بعداً خودرو بر اثر تصادف تلف شود چون دیگر موضوعی جهت اظهارنظر و رسیدگی داوران وجود ندارد داوری نیز از بین می‌رود».[۱۷۳]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گفتار چهارم - امتناع داور از رسیدگی یا عدم توانایی ایشان
اگر طرفین ملتزم شده باشند که در صورت بروز اختلاف بین آنها شخص معینی داوری نماید و آن شخص نخواهد یا نتواند به عنوان داور رسیدگی کند و به داور یا داوران دیگری نیز تراضی ننمایند رسیدگی به اختلاف در صلاحیت دادگاه خواهد بود.[۱۷۴] در این فرض زوال داوری منوط به این است که طرفین در قرارداد به داوری شخص معینی تراضی نموده باشند یعنی داور را در قرارداد مشخص و معلوم نموده باشند و وی بتواند رسیدگی کند و طرفین نیز به داوری شخص دیگری توافق نکنند وگرنه در صورتی که در قرارداد منعقده توافق نموده باشند که اصل اختلاف از طرفین داوری فیصله یابد بدیهی است که موضوع مورد اختلاف کماکان در صلاحیت داور خواهد بود و نه محاکم دادگستری و باید داور دیگری معین بشود.
این ترتیب اختصاص به فرض داور واحد ندارد، بلکه در هر موردی که داوران منتخب به هر علتی بتواند به موضوع رسیدگی نمایند و طرفین نیز داوران دیگری انتخاب ننمایند در این صورت موضوع مشمول حکم ماده ۴۶۳ قانون آ.د.م. بوده و داوری از بین می‌رود.
مثلاً اگر طرفین توافق کرده باشند که موضوع توسط دو نفر داور معین رسیدگی شود و هر یک از طرفین یک داور اختصاصی انتخاب و معرفی نامیند و پس از انتخاب داوران، به هیچ وجه اتفاق نظری میان ایشان حاصل نشود و اصحاب دعوا نیز به انتخاب داور ثالث و یا معرفی داوران جدید تراضی ننمایند در این صورت نیز چون مورد از مصادیق عدم امکان صدور رأی است. لذا داوری منتفی است و دادگاه صالح باید به موضوع اختلاف رسیدگی نماید.
گفتار پنجم - فوت یا حجر داور
«در صورتی که حل اختلاف به داوری شخص معین محول شود با فوت یا حجر او قرارداد داوری نیز از بین می‌رود بدیهی است مقصود از حجر یعنی جنون و سفه و نه ورشکستگی؛ زیرا شخص ورشکسته تنها از دخالت در اموال و حقوق مالی خویش ممنوع است. لذا ایرادی ندارد که وی کماکان به عنوان داور به اختلاف طرفین قرارداد داوری رسیدگی نموده حکم صادر نماید. اما اگر داور شخص حقوقی باشد با ورشکستگی یا انحلال آن قرارداد داوری از بین می‌رود؛ زیرا شخصیتی برای وی باقی نمی‌ماند».[۱۷۵]
در این مورد نیز مانند فرض قبلی زوال داوری در صورتی است که داور شخص معین و معلوم بوده و فوت نماید و طرفین بر داوری شخص دیگری توافق ننمایند، اما چنانچه طرفین در قرارداد تنها درخصوص ارجاع مورد به داوری به طور مطلق توافق کرده باشند در این صورت با فوت یا حجر داور، داور دیگری برای رسیدگی به موضوع اختلاف معین خواهد شد.
گفتار ششم - انقضای مدت داوری
«اگر مدت معینی برای داوری شرط شده باشد و در این مدت داور نخواهد یا نتواند رأی بدهد و مدت منقضی شود داوری از بین می‌رود مگر اینکه اصل قضیه از ابتدا (از اصل) به داوری ارجاع شده باشد که در این صورت داوری تجدیدنظر خواهد شد و اگر او هم رأی نداد داور دوم و بعد داور سوم الخ».[۱۷۶]
همچنین است در صورتی که مدتی برای داوری معین نشده باشد اما داوران نتوانند ظرف مهلت قانونی ۳ ماه مذکور در تبصره ماده ۴۸۴ رأی بدهند، قسمت اخیر ماده ۴۷۴ ق.آ.د.م اجرا می‏شود. این ماده خصوص مقرر می‌دارد:
«در صورتی که داوران در مدت قرارداد داوری یا مدتی که قانون معین کرده است نتوانند رأی دهند و طرفین به داوری اشخاص دیگر تراضی نکرده باشند دادگاه به اصل دعوا وفق مقررات قانونی رسیدگی و رأی صادر می کند».
فصل سوم
آثار رأی داور و موارد اعتراض به آن با تأکید بر رویه قضایی
مبحث نخست – آثار رأی داور
رأی داور یا داوران در صورتی که با رعایت اصول و موازین قانونی صادر شده باشد، برای طرفین دعوا اشخاص که دخالت و شرکت در تعیین داور داشته‏اند به مانند وارد ثالث یا مجلوب ثالث و قائم مقام آنان، لازم‏الاتباع است؛ زیرا با انعقاد قرارداد داوری طرفین می‏پذیرند حل و فصل اختلاف خود را به داوری و حکمیت اشخاص معینی واگذار کرده و داوری آنان را امتثال نمایند. از سوی دیگر، داور و حکم، جانشین قاضی محکمه صالحه است که با توافق طرفین، اختیار یافته است به اختلافات رسیدگی و با رأی خود آن را فیصله دهد؛ از این رو اصل حاکمیت اراده و عبث و لغو نبودن توافق طرفین و عمل داور اقتضاء دارد که رأی صادره مانند آراء صادره محاکم دادگستری قاطع و لازم‏الاجراء باشد تا ثمره لازم از رأی صادره عاید گردد و بتوان داوری را جانشین رسیدگی قضایی تلقی نمود.
آیین دادرسی مدنی هر چند ماده صریحی در این خصوص اشاره‏ای ننموده است. لکن از لحن ماده ۴۸۸ که تصریح دارد: «هرگاه محکوم علیه تا بیست روز بعد از ابلاغ، رأی داور را اجرا ننماید دادگاه ارجاع‏کننده دعوا به داوری و یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را وارد مکلف است به درخواست طرف ذی‏نفع طبق رأی داور برگه اجرایی صادر کند». اجرای رأی برابر مقررات قانونی می‏باشد».
به خوبی استنباط می‏شود مقنن طرفین را ملزم به اجرای مفاد رأی داور می‏داند و ضمانت اجرا عدم انجام چنین تعهد و التزامی، اجرای رأی از طریق دادگاه است که به صراحت در ذیل ماده ۴۸۸ همان قانون تحت عنوان صدور برگ اجرائیه و پیگیری عملیات اجرایی مطابق قانون اجرای احکام مدنی اشاره شده ست.
رأی داور نه تنها درباره طرفین اختلاف مؤثر بوده و آنان ملزم به پذیرفتن و اجرای آن هستند، بلکه نسبت به وارد ثالث و مجلوب ثالث و قائم‏مقام طرفین اصلی و اشخاص اخیر نیز معتبر و لازم‏الاجراست؛ زیرا رأی صادره با عنایت به تراضی و توافق طرفین و اعطای اختیارات لازم برای حل و فصل اختلاف و به محض اتمام رسیدگی داوران و صدور حکم، مشخص‏کننده حق و تکلیف طرفین خواهد بود. از این رو با عنایت به اینکه قائم‏مقام نیز آراء همان حقوق و تکالیف اصیل می‏باشد، جانشین وی در اجرای کلیه حقوق و تکالیف می‏گردد. ماده ۴۹۵ آ.د.م در این خصوص مقرر می‏دارد:
«رأی داور فقط درباره طرفین دعوا و اشخاصی که دخالت و شرکت در تعیین داور داشته‏اند و قائم‏مقام آنان معتبر است و نسبت به اشخاص دیگر تأثیری نخواهد داشت».
چنین نتیجه‏ می‏شود که اثر رأی داور نسبی است و بر ثالثی که مداخله‏ و مشارکتی درخصوص داوری و تعیین داور نداشته باشد اثری ندارد که ذیلاً به اعتبار امر مختومه بر رأی داور، قاعده فراغ دادرس در رأی داوری و در پایان به اثر اعلامی رأی داور خواهیم پرداخت.
گفتار نخست – رأی داوری و اعتبار قضیه محکوم‏بها
هرگاه دادگاه به دعوایی رسیدگی کرد و رأی صادر نمود دیگر همان دادگاه با دادگاه هم‏عرض آن، نمی‏تواند نسبت به همان دعوا دوباره رسیدگی کرده و رأی صادر نماید. این اعتبار مهم‏ترین ویژگی احکام ترافعی است؛ به گونه‏ای که حکم دادگاه ارزش قانونی پیدا می‏کند و اماره حقیقت بر آن بار می‏شود.
علت این اعتبار از طرف علمای حقوق به طور یکسان بیان نشده است. گروهی معتقدند، تغییر حقوق طرفین منشأ اعتبار قضیه محکوم‏بها است. گروهی دیگر عقیده دارند: «تغییری صورت نگرفته، بلکه دادرس به وجود حقی که قبلاً مشخص نبوده، پی برده وآن را کشف و اعلام می‏کند و از این رو حق تعقیب و اقامه مجدد دعوا منتفی است». [۱۷۷]
«مبنای اعتبار امر قضاوت شده را اکثر نویسندگان قانون مدنی فرانسه با پیروی از «یوتیه» حقوقدان مشهور فرانسوی اماره قانونی «مطابقت احکام با حقیقت» دانسته‏اند».[۱۷۸]
«همه مطالب مندرج در رأی دادگاه از اعتبار قضیه محکوم‏بها برخوردار نیست بلکه فقط مفاد رأی از این اعتبار برخوردارند نه اسباب موجهه الا اینکه اسباب موجهه قطعی عیناً مانند مفاد حکم، اعتبار قضیه محکوم‏بها را دارند و در واقع جزئی از مفاد رأی قرار گرفته‏اند که مصداق آن قراردهای نهایی است».[۱۷۹]
بند ۶ ماده ۸۴ ق.آ.د.م ایراد اعتبار قضیه محکوم‏بها را پذیرفته و دادگاه با لحاظ شرایط مندرج در بند مزبور یعنی وحدت اشخاص، وحدت سبب و وحدت موضوع، ضمن پذیرش ایراد، از رسیدگی خودداری کرده و قرار عدم استماع دعوا صادر می‏نماید.
با توجه به توضیحات فوق‏الذکر به نظر می‏رسد در صورتی‏که رأی داور مطابق مقررات قانونی و با رعایت همه شرایط لازم صادر شده باشد همانند رأی دادگاه، اعتبار امر مختومه را حائز گردیده و رسیدگی مجدد به آن ممکن نباشد. شاید ایراد شود که چون داور یا داوران سمت رسمی ندارند، داوری عمل قضایی محسوب نمی‏شود. به همین جهت است که رأی داور به خودی خود قابلیت اجرایی نداشته و نیاز به صدور اجرائیه و دستور اجرای آن از محاکم می‏باشد.
سخن گفتن از اعتبار قضیه محکوم‏بها درخصوص رأی داور بیهوده است. مبنای این استدلال چنین است که چون داور سمت رسمی نداشته و اختیارات وی از توافق طرفین ناشی می‏شود و طرفین می‏توانند هر زمان بخواهند مفاد رأی داور را جزئاً یا کلاً الغاء نمایند لذا نمی‏تواند اعتبار امر مختومه را واجد باشد. حال آنکه چنین استدلالی نادرست و فاقد مبنای منطقی و قانونی است؛ چه، هر چند رأی داور عمل قضایی یک مقام رسمی قضایی نیست اما عمل خصوصی یک شخص عادی هم نمی‏باشد، وظیفه داور از ناحیه مقنن پیش‏بینی شده است. کلیه مراحل رسیدگی وی با تدوین مقررات دقیقی نظارت گردیده است و این قانون است که به طرفین اجازه ارجاع امر به داوری و به داوران اختیار رسیدگی به مورد را می‏دهد. دقیقاً همان صلاحیتی را که به مقام قضایی اعطاء می‏نماید، فلذا اطلاق عمل خصوصی بر آن صحیح نیست.
از سوی دیگر «اگر اعتبار رأی داور تنها ناشی از دستور اجرای آن است که دادگاه صادر می‏کند و رأی داور به خودی خود اعتباری ندارد پس در مواقعی که طرفین با توافق یکدیگر و بدون مراجعه به دادگاه حکم داور را اجرا نموده‏اند، عملی لغو و بیهوده را انجام داده ‏اند. هر لحظه باید بتوان این وضعیت را به گذشته تغییر داد و طرفین را به وضعیت پیش از اجرای رأی بازگرداند؛ در حالی که این امکان وجود ندارد. همچنین الغای حکم با توافق طرفین اختصاص به رأی داوری ندارد و حتی در مورد آراء دادگاه‏ها نیز اصحاب دعوا می‏توانند با تراضی یکدیگر رأی را اجرا ننموده و به طریق دیگری توافق نمایند. لذا قول به عدم اعتبار حکم به این دلیل فاقد وجاهت قانونی لازمه است بنابراین رأی داور همانند رأی قاضی و برحسب طبیعت خود نه به اعتبار صدور اجرائیه از ناحیه دادگاه، امر مختومه را پیدا می‏کند و رأی داور مانند رأی دادگاه از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار و دادگاه نمی‏تواند دعوایی را که از طریق داوری فیصله یافته مجدداً استماع کند».[۱۸۰]
در قوانین سایر کشورها صراحتاً به اینکه رأی داوری مانند رأی دادگاه از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار می‏باشد، اشاره شده است، چنانچه مقررات داوری هلند تصریح دارد:
«تنها حکم نهایی کلی یا جزئی می‏تواند اعتبار قضیه محکوم‏بها باشد، چنین حکمی، به محض صدور این اعتبار را حائز می‏شود، حکم داوری به محض دارا شدن اعتبار قضیه محکوم‏بها (یعنی از تاریخی که صادر شده است) می‏تواند موضوع درخواست اجراء (ماده ۱۰۶۲) و یا مورد شکایت ابطال (بند ۳ ماده ۱۰۶۴) قرار گیرد».[۱۸۱]
به نظر می‏رسد در نظام حقوقی ایران با عنایت به بند ۶ ماده ۸۴ ق.آ.د.م که حکم اعتبار امر مختومه را مقرر می‏دارد و با توجه به ماده ۴۶۳ همان قانون در صلاحیت ذاتی داور یا داوران در رسیدگی به مورد اختلاف و مواد ۴۸۸ و ۴۹۰ ق.آ.د.م رأی داور از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار می‏باشد.
گفتار دوم- داوری و قاعده فراغ دادرس
دادرس با صدور رأی، از رسیدگی به دعوا فارغ می‏شود و حق رسیدگی مجدد به دعوا را ندارد هر چند رأی صادره اشتباه و برخلاف قانون باشد و یا طرفین دعوا بر رسیدگی مجدد توافق و تراضی نمایند. این امر (فراغ دادرس) از آثار احکام ترافعی محسوب است و این قاعده بر اساس یک سنت قدیمی بود که اصل آن از حقوق روم ناشی می‏شود. «الپین» حقوقدان رومی در این خصوص می‏گوید:
«همین که حکم صادر شد، دادرس دیگر حق مداخله در آن ندارد».[۱۸۲]
قاعده مزبور در ماده ۱۵۵ قانون آیین دادرس مصوب ۱۳۱۸ به صراحت چنین بیان شده است: «دادگاه پس از امضاء رأی، حق تغییر آن را ندارد» که در قانون جدید ماده مزبور، حذف شده است. ولی مستفاد از مواد ۲۹۵ و ۲۹۹ ق.آ.د.م آن است که رأی دادگاه پس از صدور و امضاء از قاطعیت برخوردار بوده و دادرس حق مداخله در آن را ندارد. النهایه تثبیت رأی و دقت نظر دادرس اقتضاء دارد رأی صادره پس از انشاء لفظی و امضاء دادرس از موجودیت کافی برخوردار شود و هر آن دست خوش تغییرات جدید واقع نشود.
«با عنایت به تشابه رسیدگی داور و دادرسی و با توجه به اینکه حکم صادره از سوی داور نیز ازجمله احکام ترافعی محسوب است، داور نیز پس از ختم رسیدگی و صدور رأی، از رسیدگی فارغ و حق مداخله و تغییر حکم را ندارد؛ زیرا داور یا داوران مسأله و اختلاف حقوقی مطروحه نزد خویش را بررسی و پس از احراز صحت ادعا یعنی تصدیق یا عدم تصدیق، تصمیم نهایی را در قالب رأی که می‏بایست موجه و مدلل باشد، اعلام می‏ نمایند. فلذا تثبیت رأی و دقت نظر داور یا داوران در رسیدگی به موضوع داوری اقتضاء دارد که قاعده فراغ دادرس درخصوص داور نیز ساری و جاری باشد تا آراء صادره معتبر باشند و هر آن دست‏خوش تغییرات جدید نگردد».[۱۸۳]
«دلیل دیگر بر قاعده فراغ داور پس از صدور رأی آن است که رأی داور در هر صورت حضوری تلقی می‏شود اعتراض به رأی داور در قانون ایران تحت عنوان شکایت آمده است (ماده ۶۷۶ قانون ۱۳۱۸) و نه پژوهش‏خواهی و نتیجتاً اعتراضات محکوم‏علیه، هر چه باشد، در دادگاه مطرح می‏شود، بدون اینکه حدودی برای طرح مسائل عنوان شده از طرف او وجود داشته باشد. لذا فرصت استماع تمام مطالب مطروحه از طرف معترض را (اعم از موضوعی و حکمی) دارد لذا موجبی برای رسیدگی مجدد از سوی داور وجود ندارد»[۱۸۴].
با وجود اعمال قاعده فراغ داور در رسیدگی‏های تحکیمی‏ استثنائاً در مواردی قانون اجازه داده است که داور پس از صدور رأی در آن دخل و تصرف کند چه در غیر این صورت تجدیدنظر در حکم سبب اطاله کار و ورود خسارت به اصحاب دعوا خواهد شد این موارد عبارتند از:
بند نخست- تصحیح رأی
رأی صادره از سوی داور یا داوران ممکن است در مواردی با اشتباهاتی همراه باشد. به عنوان مثال در تنظیم و نوشتن رأی، سهو قلم رخ دهد، کلمه‏ای از قلم بیفتد یا اضافه شود که موجب خلل در حکم خواهد شد. یا در محاسبه اشتباه صورت گرفته باشد و از این قبیل اشتباهات. همان‏طوری که به تجویز ماده ۳۰۹ ق.آ.د.م ماده ۳۸ ق. امور حسبی نسبت به احکام دادگاه‏ها به درخواست طرفین یا اشخاص ذی‏نفع، دادگاه حکم با قرار آراء اشتباهات فوق‏الذکر را تصحیح می‏کند، درخصوص رأی داور یا داوران نیز در صورت وجود چنین اشتباهاتی به تجویز ماده ۴۸۷ آ.د.م. تصحیح رأی داوری در حدود ماده ۳۰۹ ق.آ.د.م قبل از انقضاء مدت داوری رأساً با داور یا داوران است. پس از انقضای آن تا پایان مهلت اعتراض به رأی داور (بیست روز پس از ابلاغ) به درخواست طرفین یا یکی از آنان با داور یا داوران صادرکننده رأی خواهد بود که داور یا داوران مکلفند ظرف بیست روز از تاریخ تقاضای تصحیح رأی، اتخاذ تصمیم نمایند. رأی تصحیحی به طرفین ابلاغ خواهد و در این صورت رسیدگی به اعتراض در دادگاه تا اتخاذ تصمیم داور یا انقضاء مدت بیست روز متوقف می‏ماند.
ماده ۶۶۴ ق.آ.د.م مصوب ۱۳۱۸ مقرر می‏نمود: «تصحیح حکم قبل از انقضاء مدت داوری با داور و بعد از انقضاء مدت با دادگاه صلاحیت‏دار است». در قانون آ.د.م مصوب ۲۱/۱/۱۳۷۹ ماده ۴۸۷ جایگزین ماده مذکور گردیده و درصدد بیان مرجع صالحه جهت تصحیح آراء داوری برآمده است که البته مقنن به طور ناقص درصدد بیان حکم مصرحه در ماده ۶۶۴ قانون قدیم دست یازیده است؛ زیرا وفق ماده ۴۸۷ آ.د.م. تصحیح رأی داور قبل از انقضاء مدت داوری رأساً با داروان خواهد بود و پس از انقضاء مدت تا پایان مهلت اعتراض به رأی داوری (بیست روز پس از ابلاغ رأی به اصحاب دعوا) به درخواست طرفین یا احدی از آنها با داور یا داوران صادرکنننده رأی خواهد بود. از این رو ملاحظه می‏شود که مقنن تکلیف زمان بعد از انقضاء مهلت اعتراض را مشخص نکرده است و معلوم نیست مرجع صالح برای تصحیح رأی داور پس از سپری شدن موعد اعتراض کدام مرجع می‏باشد. به نظر می‏رسد باید دادگاه را در این خصوص صالح به تصحیح شناخت رأی داور جایگزین رأی دادگاه را در این خصوص، صالح به تصحیح شناخت رأی داور جایگزین رأی دادگاه محسوب بوده و اجرای رأی نیز با دادگاه می‏باشد بنابراین دادگاه مجری حکم داوری صالح به تصحیح خواهد بود و در غیر این صورت رأی دچار اشتباه را نمی‏توان اجرا نمود.
ممکن است ایراد مقدر این باشد که این استدلال هر چند در جهت اثبات لزوم تصحیح رأی داور پذیرفتنی است، اما به هیچ وجه موجد صلاحیت دادگاه نخواهد بود و نمی‏توان صلاحیت محاکم دادگستری را استنتاج نمود. در پاسخ به ایراد مزبور باید گفت هر چند مقنن حقوق و تکالیف متعددی را برای داوران به عنوان قضات منتخب طرفین قائل شده است اما این حقوق و اختیارات صرفاً محدود به مدت داوری است و توجه به مواد متعدد ق.آ.د.م در خصوص داوری مؤید این ادعای که پس از انقضاء این مدت هیچ حقی برای داوران وجود ندارد و حتی موردی که رأی داور خارج از موعد قانونی صادر شده باشد، از موارد نقض و ابطال حکم محسوب است.
چنین استنباط می‏شود که با عنایت به سخت‏گیری مقنن نمی‏توان معتقد به صلاحیت داوران نسبت به تصحیح رأی، آن هم پس از انقضای مهلت اعتراض بود و با توجه به صلاحیت عام محاکم دادگستری به نظر می‏رسد دادگاه صالح به تصحیح خواهد بود.
در هر حال تصمیم حکم و رأی اصلاحی جزء لاینفک حکم داوری محسوب بوده و به عنوان پیوست خواهد بود. همان‏گونه که از رأی دادگاه در صورت تصحیح شدن، دادن هرگونه رونوشت بدون پیوست تصحیح، ممنوع می‏باشد.
هرگاه حکم مورد تصحیح به واسطه شکایت و اعتراض از سوی محکمه صالحه نقص گردد، رأی تصحیحی نیز از اعتبار خواهد افتاد (تبصره ۲ ماده ۳۰۹ ق.آ.د.م) به همین جهت رسیدگی به اعتراض در دادگاه به لحاظ تقارن تصحیح رأی توسط داور، متوقف خواهد شد تا تصمیمات متعارض اتخاذ نشود.
بند دوم- تفسیر رأی
«هرگاه مفاد حکم داوری اجمال و ابهام داشته باشد و هنگام اجرای مدلول آن، اصحاب دعوا با اشکالاتی مواجه شدند مستنبط از مواد ۳ و۲۷ اجرای احکام مدنی مصوب ۱/۸/۱۳۵۶ چنین است که به داور یا داوران اجازه داده شود تا با تفسیر احکام خود، از آن رفع ابهام نمایند».[۱۸۵]
با توجه به قاعده فراغ داور که به عنوان اصل کلی پذیرفته شده است و تفسیر مضیق استثنائات، تأکید این نکته لازم است که «داور یا داوران نمی‏توانند برای برطرف کردن عیوب یا نقایص در امر استدلال، تحت عنوان اصلاح و تصحیح وتفسیر حکم، عمل‏کنند، همان‏گونه که دادگاه هم نمی‏تواند احکام یا قرارهای صادره را از جهت نقص، در استدلال، مورد تفسیر یا اصلاح قرار دهد».[۱۸۶]
مطالعه تطبیقی درخصوص تصحیح و اصلاح حکم داوری در کشور هلند که نمونه‏ای پیشرفته‏ای از نظام داوری داخلی و بین‏المللی است در تنویر موضوع مفید به نظر می‏رسد که ذیلاً به آن اشاره می‏شود:
«حداکثر سی روز از تاریخ تسلیم حکم به دفتر دادگاه بخش، هر یک از دو طرف می‏تواند کتباً از دادگاه داوری اصلاح یک اشتباه محاسبه یا یک اشتباه قلمی آشکار را درخواست نماید. هرگاه اشارات خاص مذکور در شقوق الف تا ت بند ۴ ماده ۱۰۵۷ نادرست ثبت شده یا کلاً یا جزئاً در حکم ذکر نشده باشد یک طرف می‏تواند کتباً از دادگاه بخش درخواست نماید. دادگاه داوری نیز رأساً می‏تواند حداکثر سی روز پس از تاریخ تسلیم حکم به دفتر دادگاه بخش، به اصطلاحات یا تصحیحات مورد نظر در بندهای یک و دو مبادرت ورزد، اگر دادگاه داوری به اصلاح یا تصحیحی مبادرت ورزد. این امر در اصل و کپی‏های حکم درج و امضاء می‏شود و یا از ناحیه دادگاه در سندی جداگانه ذکر خواهد شد و این سند به منزله جز لاینفک حکم محسوب خواهد شد…».[۱۸۷]
«درخصوص تفسیر و اصلاح حکم داوری در حقوق کشور آلمان نیز مطابق مواد ۳۱۹ و ۳۲۱ قانون آین دادرسی مدنی تا ختم دادرسی می‏تواند صورت گیرد. برعکس، قبول این امر، پس از تسلیم حکم به دفتر دادگاه عادی، باید با قید احتیاط تلقی شود. نظر به اینکه دادرسی داور و مأموریت داوران در این مرحله پایان می‏یابد، محل تردید است که هنوز بتوان حکم دیگری را تسلیم دفتر دادگاه نمود. در هر صورت وجود عیبی در استدلال را پس از تسلیم حکم به دفتر دادگاه نمی‏توان مرتفع نمود. در همه حال، در چارچوب درخواست صدور اجرائیه محکمه‏ای که به این درخواست رسیدگی می‏کند باید رأساً احراز نماید که اصلاح رأی به منزله تغییر آن می‏باشد یا خیر».[۱۸۸]

نظر دهید »
دانلود منابع دانشگاهی : منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی رابطه رتبه‌بندی شرکت‌ها ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

گزارش اهداف کوتاه مدت و بلندمدت
بازارهای عمده و اصلی
متوسط پاداش هر یک ازکارکنان و مدیران
سهم از بازار
رویدادهایی (مالی و غیر‌مالی) که نتایج سال جاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد
محیط رقابتی
سود پیش‌بینی شده
متغیرهای این تحقیق در سه سطح ساختاری، عملکردی و بازار به شرح زیر است:
متغیرهای ساختاری: اندازه شرکت، نسبت بدهی، پراکندگی مالکیت و عمر شرکت
متغیرهای عملکردی: نسبت حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت جاری
متغیرهای بازار: نوع صنعت، اندازه موسسه حسابرسی
نتایج آزمونهای فرضیات نشان داد که به جز اندازه شرکت، سایر متغیرها با میزان افشای اطلاعات رابطه‌ای ندارند(خالدالسعید،۲۰۰۶).
۷- انجینر و همکاران[۱۰۷](۲۰۱۱) در پژوهش خود به بررسی رابطه شهرت شرکت و هزینه بدهی پرداختند. آنها نشان دادند که شهرت شرکت نقش مهمی در تعیین هزینه بدهی شرکت ایفا می‌کند. آنان از نمرات شهرت شرکت که هر ساله فهرست ۱۰۰۰ شرکت برتر در مجله فورچون منتشر می‌شود، استفاده کردند و رابطه معکوس معناداری بین شهرت شرکت و دامنه اعتباری اوراق قرضه مشاهده نمودند.. هم چنین آنان این اثر را برای شرکت‌ها با عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر را بزرگ تر یافتند. آنها بدین نتیجه رسیدند که با ۰٫۵ نمره افزایش در نمره شهرت بالاتر، بین ۰٫۱ درصد تا ۰٫۲ درصد هزینه بدهی کاهش می یابد. هم چنین تغییر در نمره شرکت می‌تواند مقادیر تغییرات مقطعی در دامنه اعتباری اوراق قرضه شرکت را توضیح دهد(انجینر و همکاران، ۲۰۱۱).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۸- کاو و همکاران[۱۰۸](۲۰۱۲) در پژوهشی تحت عنوان “آیا شهرت شرکت بر کیفیت گزارشگری مالی تاثیر می‌گذارد؟ (شواهدی از تجدید ارائه) ” رابطه بین شهرت شرکت و احتمال تجدید ارائه صورت‌های مالی را بررسی کردند. آنان به موضوع تجدید ارائه توجه کردند به دلیل اینکه آن یکی از بیشترین شواهدی است که در گزارشگری مالی با کیفیت پایین مشاهده می‌شود. فرضیه آنان این بود که موضوع شهرت شرکت بر فرایند گزارشگری مالی تاثیر می گذارد و میزان اظهار نادرست در صورت‌های مالی و در نهایت میزان تجدید ارائه را کاهش می‌دهد.
آنان از شهرت شرکت بر مبنای فهرست برترین شرکت‌ها که در مجله فورچون ارائه می‌شود استفاده کردند و با کنترل متغیرهایی مانند گردش CEO، حاکمیت شرکتی، حق الزحمه حسابرسی که معیاری از تلاش حسابرس است، بدین نتیجه رسیدند که شرکت‌هایی با نمره شهرت بالاتر با احتمال کمتری صورت‌های مالی شان دارای گمراهی و اظهار نادرست است. به علاوه این پژوهشگران پس از کنترل متغیر حاکمیت شرکتی، دریافتند که شهرت شرکت رابطه مثبتی با حق الزحمه حسابرسی دارد(کاو و همکاران،۲۰۱۲)
۹- کاو و همکاران[۱۰۹](a2013) در پژوهش خود با عنوان اینکه آیا شهرت شرکت بر کیفیت افشای اختیاری اهمیت دارد به بررسی رابطه شهرت شرکت و میزان افشای اختیاری اطلاعات پرداختند. معیار شهرت شرکت در تحقیق آنان بر اساس فهرست برترین شرکت‌های آمریکا که هر ساله در مجله فورچون منتشر می گردد، می‌باشد. نمونه آنان ۱۳۲۵۵شرکت-سال برای سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۱ را در بر می گرفت. آنان دلایل متعددی در‌خصوص اینکه شرکت‌هایی با شهرت بیشتر، افشای اختیاری کیفی بیشتری را منتشر می‌کنند، عنوان کردند. اولاُ، شرکت‌های مشهورتر نسبت به دیگر شرکت‌ها به منظور نشان دادن کیفیت برترشان و به دست آوردن ارزیابی‌های مثبت از طرف فعالان بازار و هم‌چنین نگهداشت آن انگیزه‌های بیشتری به افشای اختیاری دارند. ثانیاُ، در مقایسه با شرکت‌های دیگر، شرکت‌های مشهورتر، توجه و بررسی عمومی بیشتری را به سمت خود جلب می‌کنند و این فشار مضاعفی برای انجام رویه‌هایی که ذینفعان را منتفع می سازد از جمله افشای اختیاری با کیفیت و تداوم بیشتر اطلاعات، ایجاد می‌کند. ثالثاُ، شرکت‌هایی با شهرت بیشتر نسبت به شرکت‌های دیگر، بیشتر در معرض از دست دادن این مزیت هستند، چون شهرت بنای پیچیده ای است که در طی زمان کسب می‌شود و زمانیکه فرو بریزد، بنا نهادن دوباره آن در برخی از موارد، غیرممکن است. هزینه بالاتر از دست رفتن شهرت شرکت‌های مشهورتر نسبت به هزینه اضافی افشای با کیفیت، انگیزه اضافی به افشا را برای این شرکت‌ها ایجاد می سازد. و بر این اساس فرضیه تحقیق را چنین تدوین نمودند: “شرکت‌های مشهورتر به احتمال بیشتر، دارای سطح بالاتری از افشای اختیاری اطلاعات نسبت به سایر شرکت‌ها هستند.”
در پژوهش آنان، انتشار پیش‌بینی سود، تعداد، تداوم و دقت آن به عنوان معیار کیفیت افشای اختیاری در نظر گرفته شد. هم چنین مالکیت مدیران، نسبت ارزش بازار به دفتری، بازدهی سهام شرکت، اندازه شرکت و تعداد بخش‌های تجاری که در تحقیقات قبلی به این نتیجه رسیده بودند که با سیاست افشای اطلاعات شرکت همبستگی دارند به عنوان متغیرهای کنترلی لحاظ شدند.
در پایان آنان بدین نتیجه دست یافتند که شرکت‌ها با شهرت بالاتر، نسبت به دیگر شرکت‌ها، تمایل بیشتری به انتشار پیش‌بینی سود دارند. هم‌چنین، پیش‌بینی سود آنها با دقت بیشتری صورت می‌گیرد. لذا شهرت شرکت درتصمیمات درمورد افشای اختیاری دارای اهمیت است و برفضای اطلاعاتی اثرگذاراست(کاو و همکاران،۲۰۱۳).
۱۰- کاو و همکاران[۱۱۰] (b2013) به بررسی اینکه آیا شرکت‌ها با شهرت بالاتر از هزینه سرمایه کمتری منتفع می‌شوند، پرداختند. نمونه تحقیق آنان شامل ۹۲۷۶ شرکت بزرگ آمریکایی برای سال های ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۱ بود. پس از لحاظ کردن متغیرهای کنترلی که بر هزینه سرمایه شرکت تاثیرگذار است از جمله بتای شرکت، اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به بازار، نسبت بدهی بلندمدت به ارزش بازار، نسبت بازدهی به حقوق صاحبان سهام، بازدهی سهام شرکت، صرف ریسک صنعت، پیش‌بینی سود هرسهم، بازده دارایی‌ها، مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی و عمل به تعهدات، شرکت‌ها با شهرت بالاتر از هزینه سرمایه کمتری منتفع می‌شوند. هم‌چنین آنان دریافتند تاثیر شهرت بر هزینه سرمایه شرکت با میزان عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می‌یابد که این نتیجه با این موضوع که شرکت‌های مشهورتر اطلاعات بیشتری ارائه می‌دهند، مطابقت دارد(کاو و همکاران،b2013).
۲۳-۲- جمع بندی و نتیجه‌گیری
تصمیمات اقتصادی بر‌اساس اطلاعات مالی و غیر‌مالی قابل‌اتکا اتخاذ می‌شود . مقایسه شرکت‌ها و تعیین جایگاه و رتبه آنان براساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی اطلاعات شفاف و قابل‌فهمی را به استفاده‌ کنندگان درون‌سازمانی و برون‌سازمانی ارائه می‌کند. استفاده‌ کنندگان برون‌سازمانی از جمله سرمایه‌گذاران و اعتبار‌دهندگان، به منظور تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری و اعتباردهی از این اطلاعات استفاده می‌کنند. هم‌چنین، مدیران هم به عنوان استفاده‌ کنندگان درون‌سازمانی با سنجش عملکرد خود در مورد استفاده بهینه از منابع شرکت تصمیم‌گیری می نمایند.
انتظار می رود همان گونه که شهرت و اعتبار که در پی یکسری اقدامات و عملیات و مدیریت صحیح به دست آمده، بر تصمیم‌گیری واقدامات بعدی عملیاتی و مالی شرکت ، گزارشگری و افشاء تاثیر داشته باشد.
افشای اختیاری شرکت نقش مهمی در کاهش عدم تقارن‌ اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران برون‌سازمانی ایفا می‌کند. منافع حاصل از افشای اختیاری اطلاعات هم برای تامین‌شونده و هم برای تامین‌کننده سرمایه، انگیزه افشای داوطلبانه اطلاعات را در مدیران تقویت می‌کند. در واقع باعث کاهش عدم اطمینان سرمایه‌گذار و اعتباردهندگان در‌خصوص بازده شرکت می‌شود و به دنبال آن منابع مالی شرکت تامین می‌گردد.
مطالعه ادبیات پیشینه نشان می‌دهد که شهرت شرکت می‌تواند بر تصمیم‌گیری و اقدامات عملیاتی و مالی شرکت، گزارشگری و افشاء، از یک سو و از سوی دیگر بر تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و تامین‌کنندگان مالی تاثیر بگذارد.
از جمله دلایل در‌خصوص اینکه شرکت‌های با شهرت بیشتر، افشای اختیاری کیفی بیشتری را منتشر می‌کنند، این است که اولاُ، شرکت‌های مشهورتر نسبت به دیگر شرکت‌ها به منظور نشان دادن کیفیت برترشان و به دست آوردن ارزیابی‌های مثبت از طرف فعالان بازار و هم‌چنین نگهداشت آن انگیزه‌های بیشتری به افشای اختیاری دارند. ثانیاُ، در مقایسه با شرکت‌های دیگر، شرکت‌های مشهورتر، توجه و بررسی عمومی بیشتری را به سمت خود جلب می‌کنند و این فشار مضاعفی برای انجام رویه‌هایی که ذینفعان را منتفع می سازد از جمله افشای اختیاری با کیفیت و تداوم بیشتر اطلاعات، ایجاد می‌کند.
پس از مطالعات انجام شده در خصوص ادبیات و پیشینه تحقیق که از نظر گذشت، مشخص شد :
- در مورد موضوع رابطه رتبه‌بندی شرکت بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با میزان افشای اختیاری تحقیقات قابل ملاحظه‌ای مشاهده نشده و بنابراین خلاء تحقیقاتی موجود انگیزه بیشتری برای انجام این تحقیق ایجاد کرد. هرچند که مطالعات اولیه نیز این موضوع را نشان می داد.
- مبنایی برای پرسش‌ها و فرضیه‌های تحقیق فراهم گردید و مبانی نظری حمایت کننده متغیرهای تحقیق استخراج شد. افزون بر آن مطالعات مذکور موجب شد که محکی برای مقایسه یافته های این تحقیق با سایر تحقیقات در این زمینه فراهم شود.
۲۳-۲- خلاصه فصل
در فصل حاضر به دو بخش مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته‌ شد. در هر دو قسمت سعی شد تا حتی‌الامکان به تمامی جنبه های موضوع پرداخته شود و از مقالات موجود و تحقیقات و پژوهش‌های انجام شده داخلی و خارجی استفاده گردد. در فصل پیش رو نیز روش تحقیق، فرضیه‌ها، مبانی اندازه‌گیری متغیرها، جامعه و نمونه آماری تحقیق، منابع اطلاعاتی و روش‌های آماری جهت تجزیه و تحلیل ارائه می‌گردد.
۱-۳- مقدمه
بکار گیری روش علمی در تحقیق تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی است،لذا برای انجام یک پژوهش معتبر به روش شناسی[۱۱۱] نیاز است.روش شناسی،پژوهش را منظم،منطقی و اصولی کرده و جست و جوی علمی را نیز راهبری می‌کند(خاکی،۱۳۹۰).شکی نیست که پی بردن به قاعده و نظم میان پدیده ها و رویداد ها در علوم انسانی و اجتماعی(از جمله علوم رفتاری) به مراتب از علوم زیستی و فیزیکی دشوارتر است.بدلیل اینکه ما در علوم انسانی با انسان سروکار داریم و هیچ قاعده مشخص شده ای وجود نداردو انسان خود صاحب اختیار است. باید توجه داشت که رفتار آدمی پیچیده است و عواملی بسیاری در ایجاد آن دخالت دارد که به ظاهر آن را سازمان نیافته و حتی متناقض جلوه گر می‌کند؛ اما می توان با روش مناسب به شناخت آن پرداخت (سرمد و همکاران،۱۳۹۱).
از این رو در فصل حاضر روش پژوهش استفاده شده در این تحقیق تشریح خواهد شد؛و روش شناسی، جامعه و نمونه آماری، روش‌های گردآوری اطلاعات، روش‌های آماری برای تحلیل اطلاعات، فرضیه ها، آزمون فرضیه ها و مدل‌های تحقیق تشریح خواهند شد. دقت در شناسایی روش‌های صحیح تحقیق به همراه استفاده درست از آن ها به روایی تحقیق و نتایج آن کمک شایانی خواهد نمود.
۲-۳- روش شناسی تحقیق
پیش از شروع بحث در رابطه با روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش، لازم است تعاریف تحقیق[۱۱۲] و روش شناسی را به اختصار مورد نظر قرار دهیم.
“تحقیق فرایندی است که از طریق آن می توان درباره ناشناخته ها به جستجو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب کرد. در این فرایند از چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آنها به یافته ها تحت عنوان روش شناسی یاد می‌شود(اندرسون و برنز[۱۱۳]،۱۹۸۹ , به نقل از سرمد و دیگران,۱۳۹۱).
یک محقق پس از انتخاب موضوع باید به دنبال روش تحقیق باشد و همان طور که اشاره شد انتخاب روش پژوهش بستگی به اهداف، ماهیت موضوع و امکانات اجرایی آن دارد و تشریح روش انتخاب شده در هر پژوهش علمی از اهمیت خاصی برخوردار است.
به عبارت دیگر هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را آغاز کند تا او را هرچه دقیق تر، آسان تر و سریع تر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ هایی که برای پرسش تحقیق در نظر گرفته شده یاری نماید.
به طور کلی روش‌های تحقیق در علوم رفتاری را می توان با توجه به دو معیار الف)هدف تحقیق و ب)نحوه گردآوری داده ها تقسیم کرد که هر یک از این معیار ها خود به دسته های مختلفی تقسیم می‌شوند.
الف)تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق
تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق به سه دسته تقسیم می‌شود: بنیادی، کاربردی، تحقیق و توسعه.
۱-تحقیق بنیادی:هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ها،تبین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه ی دانش موجود در یک زمینه خاص است. تحقیقات بنیادی، نظریه ها را بررسی می‌کند و آنها را تایید، تعدیل یا رد می‌کند.
۲-تحقیق کاربردی: هدف تحقیقات کاربردی توسعه ی دانش کاربردی در یک زمینه خاص است.به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می‌شود.
۳-تحقیق و توسعه: فرایندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرآورده مانند طرح، روش و برنامه انجام می‌شود. هدف اساسی در این نوع تحقیقات تدوین با تهیه برنامه ها، طرح ها و امثال آن است.
ب) تحقیقات بر حسب نحوه گردآوری داده ها
تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز تحقیق (طرح تحقیق) می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
۱-تحقیق توصیفی(غیر آزمایشی): تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفا برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم‌گیری باشد.
تحقیق توصیفی را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
۱-تحقیق پیمایشی ۲-تحقیق همبستگی ۳-اقدام پژوهی ۴- بررسی موردی ۵- تحقیق پس-رویدادی
۲-تحقیق آزمایشی:به منظور برقراری رابطه علت – معلولی میان دو یا چند متغیر از طرح های آزمایشی استفاده می‌شود.
از آن جا که پژوهش حاضر به توصیف آن چه که هست یا به عبارتی به توصیف شرایط موجود بدون دخل،تصرف، الزام و توصیه می پردازد و با توجه به آن که قضاوت های ارزشی در این تحقیق کم رنگ می نماید ، پژوهش حاضر در زمره تحقیقات توصیفی حسابداری قرار می گیرد. به علاوه با توجه به اینکه از اطلاعات تاریخی در آزمون فرضیه های آن استفاده شده است در گروه تحقیقات غیرآزمایشی (شبه آزمایشی) طبقه بندی می گردد. همچنین از آن جا که هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه بین رتبه‌بندی شرکت‌ها و میزان افشای اختیاری آنها است و نظر به ماهیت و روشی که در این مطالعه استفاده می شود نوعی تحقیق توصیفی- هم بستگی به شمار می رود.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی و تشخیص نفوذ با ...
ارسال شده در 17 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

 

معیار F

 

 

 

 

 

 

۲-۶ پژوهش­های انجام شده در این زمینه:

در این بخش به بررسی کارهای انجام شده می پردازیم بیشتر مباحث شامل روش ­های دسته بندی با نظارت، بی نظارت وقوانین انجمنی است. مقایسه بین روش­های با­نظارت در اجرا و همچنین شناسایی داده غیر­نرمال با بهره گرفتن از روش­های خوشه­بندی و استفاده ازقوانین انجمنی برای تشخیص تقلب محورهای اصلی مورد بررسی است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۶-۱ پژوهش اول: کشف تقلب در سیستم­های مالی[۴۲]با بهره گرفتن از داده ­کاوی

 

۲-۶-۱-۱ هدف پژوهش:

هدف این­کار همان­ طور که در مقاله ذکر شده است جلوگیری از تقلب نیست چون متقلب خود را با شرایط وقف می­دهد هدف شناسایی تقلب با بهره گرفتن از الگوریتم داده ­کاوی است. شناسایی تقلب با بهره گرفتن از روش بررسی نرمال کار سختی است دلیل اصلی کمبود دانش ما نسبت به تقلب است و دلیل دیگر اینکه تجربه کافی برای اینکه با این روش بتوانیم تقلب را تشخیص بدهیم نداریم به همین دلیل از روش­های آماری و داده ­کاوی استفاده می­کنیم[۷].

۲-۶-۲-۲ رویکرد پژوهش:

در این مقاله از رویکرد ستنی داده ­کاوی شامل جمع­آوری داده ­ها، یکپارچه سازی داده ­ها، پیش پردازش داده ­ها، داده ­کاوی و ارزیابی استفاده شده است. در این مقاله نیز همین چارچوب را نویسندگان برای کشف تقلب درسیستم های مالی پیشنهاد کرده اند. این مقاله یک مرور جامع بر کارهایی است که در زمینه تقلب در سیستم های مالی شده است[۷].

شکل ۲-۱۰: چارچوب کلی داده ­کاوی برای کشف تقلب[۷]
ویژگی مجموعه داده استفاده شده:
مفروضات آزمایش:
توزیع داده ­ها : داده ­های مربوط به سیستم مدیریت تقلب مالی به دو دسته توزیع می­شوند داده ­های کمپانی با تقلب و بدن تقلب، داده ­های بازبینی شده و شرکت­های دولتی
توزیع داده ­ها: بیشتر تحقیقات بر شناسایی تقلب در داده ­های تقلب و غیر تقلب کاربرد دارد.
نوع یادگیری: دو نوع یادگیری با­نظارت و بی­نظارت مورد بررسی قرار گرفت. بیشتر الگوریتم­های تشخیص تقلب مالی بر پایه یادگیری با­نظارت است.
الگوریتم­های داده ­کاوی: کارهای ابتدایی داده ­کاوی شامل دسته­بندی، خوشه­بندی، قواعد انجمنی و پیش ­بینی است. بیشتر الگوریتم­های تشخیص تقلب مالی بر اساس دسته­بندی است.
تکنیک­های داده ­کاوی: الگوریتم­های تشخیص تقلب مالی با توجه تکنیک­های داده ­کاوی به پنج دسته تقسیم می­شوند رگرسیون، شبکه­عصبی، درخت تصمیم ، شبکه بردار پشتیبان و شبکه بیزین
نتیجه آزمایش: در رهیافت تشخیص تقلب مالی ازروش­های با­نظارت نوع دسته­بندی و بیشتر از الگوریتم­های رگرسیون و شبکه­عصبی استفاده می­ شود.

۲-۶-۲ پژوهش دوم: کشف تقلب در کارت اعتباری با بهره گرفتن از شبکه عصبی و بیزین

 

۲-۶-۲-۱ هدف پژوهش:

هدف پژوهش شناسایی تقلب در کارت اعتباری و همچنین مقایسه بین شبکه عصبی و بیزین است که با توجه به مجموعه داده و همچنین کاربرد خاص شبکه بیزین عملکرد بهتری دارد[۸].

۲-۶-۲-۲ رویکرد پژوهش:

در این رویکرد از یکسری داده مورد استفاده از شرکت international waterschoot at europay گرفته شده است. این مجموعه داده ­ها دارای ویژگی­های و اطلاعات مفید درباره هر تراکنش هست که با Fi نشان می­دهیم.
در استفاده از شبکه عصبی پیش­پردازش خیلی مهم است برای نمایش بهتر ارزیابی که مستقل ازیادگیری است ما از receive Operating Curve استفاده می­کنیم.
بعد از آموزش بوسیله شبکه­عصبی ما با مجموعه ویژگی که تاکنون ندیده­ایم برخورد می­کنیم وتراکنش­ها در یک مجموعه دسته بندی می­نماییم. اما باید مشخص کنیم چه مقدار تراکنش در هر دسته واقعا درست هستند همچنین باید مشخص شود چند درصد از تراکنش ها واقعا متقلب هستند.
از دو نرخ بنام نرخ قطعی درست و نرخ قطعی غلط استفاده می­کنیم
نرخ قطعی درست: چه مقدار تراکنش متقلب بطور صحیح متقلب تشخیص داده شده است.
نرخ قطعی غلط: چه مقدار تراکنش درست بطور غلط متلقب تشخیص داده شده است.
در منحنیROC ضلع X نرخ قطعی غلط و ضلع Y نرخ قطعی درست را نشان می­دهد.
تشخیص تقلب با شبکه­عصبی:
مهم بودن پیش­پردازش برای کارایی شبکه­عصبی بسیار مهم است در شکل ۲-۱۱ دو منحنیROC وجود دارد که از اجرا روی مجموعه داده ها با ۱۰ ویژگی بدست آمده است.
ROC پررنگ: که نتیجه بهتری است پیش­پردازش شامل نرمال­سازی و مقادیر مورد انتظار دارای انحراف کمی از مقادیر واقعی است دارای نرخ قطعی درست ۷۰% و نرخ غلط ۱۵% است.
ROC روشن: پیش پردازش پیش پردازش شامل نرمال­سازی و مقادیر مورد انتظار دارای انحراف کمی از مقادیر واقعی است و دارای نرخ قطعی درست ۶۰% و نرخ غلط ۱۵% است [۸].

شکل ۲-۱۱:مقایسه خروجی­ها با بهره گرفتن از نمودار [۸] ROC
تشخیص تقلب با شبکه بیزین: در شکل همچنان که دیدید ROC وابسته به ساختار است و با بهتر کردن ساختار می­توان نتیجه بهتری گرفت.
ارزیابی :
در ارزیابی که در جدول ۲-۴ آمده است شبکه بیزین دارای عمکرد بهتری نسبت به شبکه عصبی است.
جدول ۲-۴: مقایسه نتیجه بین شبکه­عصبی و شبکه بیزین[۸]

 

 

نرخ قطعی غلط ±۱۵

 

نرخ قطعی غلط ±۱۰

 

تست

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92
  • ...
  • 93
  • ...
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 97
  • ...
  • 98
  • 99
  • 100
  • ...
  • 107

آخرین مطالب

  • پژوهش های انجام شده در رابطه با مطالعه تطبیقی تاثیر جنسیت ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد تاثیر هوش رقابتی و مدیریت ...
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ساخت و ارزیابی کاتالیزور ...
  • تحقیقات انجام شده در مورد : ارتباط بین آگاهی مدیران ...
  • دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی اثر فرمولاسیون نانو ذرات نقره، ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : منابع پایان نامه در مورد نقش دکترین صلاحدید دولتها در ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد عوامل موثر بر توسعه دوچرخه ...
  • پایان نامه های انجام شده درباره : سرعت تعدیلات ...
  • پژوهش های انجام شده با موضوع ارزیابی مدلی برای پیش‌بینی ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری چهارمحال ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی رابطه ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه اثربخشی آواز- ملودیک ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با شناسایی ماتریس های مشخصه ...
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد با موضوع مقایسه سواد فناورانه دانش ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع ارزشیابی برنامه های ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پژوهش های پیشین در مورد تحولات حقوق متهم در ...
  • دانلود پایان نامه درباره : تعیین نوع بهینه ...
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد جمع بین فسخ ...
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره تدوین مدل اطلاعات راهبردی و تحلیل ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع قاعده عدالت از ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : ...
  • مقطع کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی ارتباط ویژگیهای ...

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 درآمدزایی از تبلیغات پاپ آپ
 تغییر شخصیت برای محبوبیت
 معرفی نژاد سگ اسکیمو
 سوءتفاهم در روابط عاشقانه
 بازاریابی موفق در توییتر
 استفاده ایمن از جلیقه پرواز طوطی
 فروش عکس های سه بعدی آنلاین
 غلبه بر ترس و شک در رابطه
 بیماری های پوستی گربه ها
 تشخیص جنسیت طوطی گرینچیک
 تعادل در رابطه عاطفی
 نوشتن متا تایتل جذاب
 معرفی نژاد سگ مالینویز
 جذب دختران برای ازدواج
 تبلیغات در وبسایت درآمدزا
 روانشناسی عاشق شدن مردان
 درمان اسهال گربه خانگی
 بیماری های شایع سگ ها
 کک و کنه در گربه ها
 حفظ مشتری کسب و کار
 علت سردی مردان در رابطه
 تغذیه مناسب سگ خانگی
 استفاده حرفه ای از Jasper
 علائم کلسیویروس گربه
 معرفی گربه‌های DSH
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان